سیدمحمدمهدی صدری‌

وب‌سایت شخصی

سیدمحمدمهدی صدری‌

وب‌سایت شخصی

سیدمحمدمهدی صدری‌

» هـویــت: سیدمحمدمهدی صدری‌شال
» ولــــادت: 12/مرداد/1362
» شهادت: پا رکابِ آقا انشاء الله
» شریعت: اسلام / شیعه‌ی اثناعشری

» مـلیـــت: ایران
» سکونت: تهران
» تحصیلات: اشتغال به تحصیل سطحِ سه
» سِـمَت: محصّل/مُدرس/محقق/مُبلّغ/مشاور

» دور گفـت: 09192959470
» پــُـســـت: SadriSmm [جیمیل]
» تلگرام چت: SmmSadri@

آخرین نظرات

سلام علی قلب زینب الصبور

دوشنبه, ۱۴ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۱۰:۰۵ ق.ظ

زینب آمد...
زینب در باران آمد...
اما ای کاش این بار باران نمی‌آمد!
بارانِ تیر و نیزه و شمشیر؛
و در شهر شام، باران سنگ...
بارانی بی‌طراوت و خشک!
آن‌قدر باران آمد که خون جاری شد...
اطفال حسین سیراب شدند...
و لنگر هستی امام زین العباد، بیمارتر شدند.

اما باز باران می‌آمد...
باران ناسزاهای شامیان؛
و نگاه پر ترحم دخترکانِ سنگ به دست...
به چهره‌ی معصوم دخترک سه ساله‌ی یتیم...
که از گوش بی‌گوشواره‌اش خون می‌چکید...
و نگاهش به دخترکانی بود که دستشان به دست بابایشان گره خورده بود.

الشام...
الشام...
الشام...
این پژواک، آه بیماری است که اکنون لنگر هستی است...
آن‌گاه که شام را با همه‌ی سختیش به دوش بیمار خود می‌کشید.
و زینب، دوشادوش امام پیش می‌رود.
نگو زینب....بگو کوه...بگو دریا....بگو آسمان‌.
آخر تو چه دل استواری داری زینب!
که در دریای غم‌ها ندای آسمانی ما "رَأیْتُ إلّا جَمیلا" سر می‌دهی؟!
تفسیر "زُبَرُ الْحَدید" را در تو یافتم زینب
"المؤمن کالجبل الراسخ" را نیز

باز باران آمد
اما این بار بی ترانه
زیر سقف کاخ یزید پلید
و آن سوی‌تر سری به نورانیت قرص ماه...
در تشتی پر از خون...
کنار بساط خمور و فجور...
و کعب نی بر لب و دندان...
چه قدر آشنا است این سر؛
خدا کند که نباشد برادر زینب!
به یکباره لرزید، کاخ یزید...
صدای حیدر در حنجره‌ی زینب
تداعی کرد احقاد بدریه و خیبریه و حنینیه را
و دقائقی بعد خرابه‌ی شام
سلام علی قلب زینب الصبور


https://scontent-lax3-1.cdninstagram.com/t51.2885-15/e35/17932335_1323164501098117_8749343321098289152_n.jpg?ig_cache_key=MTQ5NDI5Nzc2MzQ5MTgwNTc0Nw%3D%3D.2&se=7http://s9.picofile.com/file/8311301950/hazrat_roghaieh_0.jpg

نظرات  (۴)

این نوا:

http://ze213.blog.ir/post/39
پاسخ:
دکلمه‌ی دلنشینی بود
سپاس‌گزارم از شما
خواهش میکنم.
خوش اومدین به وب بنده.
خوشحال شدم از حصورتون :)
پاسخ:
لطف دارید شما بزرگوار
چه تصویر سازی زیبائی حاج آقا
سلام علی قلب زینب الصبور...

دعامون کنید سید جان
پاسخ:
محتاجیم به دعا بزرگوار
سلام برادر

اعصاب من واقعا خرد شده.نماز خوندنم قطع شده و خودمو مستحق عذاب میدونم ولی دلم نمیگیره طرف خدا برم از خجالت.
همش به خاطر مرض خود ارضاییه.واقعا داره از خودم بدم میاد.17 سال دارم و اصلا نه امکان ازدواج وجود نداره

ممنون میشم راه کارهایی بدید که بشه حداقل به فکرش نریم
پاسخ:
و علیکم السلام بزرگوار
گرچه گناهِ مزبور از گناهان کبیره است و علاوه بر ضررهای جسمی، عذابِ الهی سختی هم دارد اما اگر متعهد باشید به نکاتی که توی این متن نوشته شده بمدت 40 روز عمل کنید بلطفِ خدا و با همتِ بلند خودتون از شرِ این بیماریِ هولناک نجات پیدا می‌کنید.
برای دیدن متن، این‌جا کلیک کنید.
موفق باشید
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی