سیدمحمدمهدی صدری‌

وب‌سایت شخصی

سیدمحمدمهدی صدری‌

وب‌سایت شخصی

سیدمحمدمهدی صدری‌

» هـویــت: سیدمحمدمهدی صدری‌شال
» ولــــادت: 12/مرداد/1362
» شهادت: پا رکابِ آقا انشاء الله
» شریعت: اسلام / شیعه‌ی اثناعشری

» مـلیـــت: ایران
» سکونت: تهران
» تحصیلات: اشتغال به تحصیل سطحِ سه
» سِـمَت: محصّل/مُدرس/محقق/مُبلّغ/مشاور

» دور گفـت: 09192959470
» پــُـســـت: SadriSmm [جیمیل]
» تلگرام چت: SmmSadri@

محبوب ترین مطالب
آخرین نظرات

نخبه

جمعه, ۲۴ بهمن ۱۳۹۳، ۱۱:۴۵ ق.ظ

می‌گویند ایرانی‌ها فرهیخته‌ترین شهروندان ایالات متحده هستند؛ این گفتار اگر صحت داشته باشد سؤال این‌جاست که چرا باید نخبه‌ی ایرانی‌تبار، دانش خویش را در خدمت اهداف استکباری دشمنان قرار دهد؟ مثلا آیا بهتر نیست بعدِ فراغت از تحصیل، نبوغ خدادادی‌اش را وقف مردم خداجوی ایران زمین کند؟ چرا باید دانشش را از هم‌وطنان عزیز دریغ کرده و مشغول خوش‌خدمتی مادام‌العمر به مستکبرین باشد؟ لابد عده‌ای در مقام دفاع برآمده و خواهند گفت پاسخ این سؤالات را باید در نحوه‌ی تعاملِ حاکمیتِ ایران با نخبه‌گان جستجو کرد؛ چرا که مسئولینِ نخبه‌ستیزِ ایران، بهای آنان را نمی‌پردازند.

"فرار مغزها" اصطلاحی است که در درون خود دارای تناقض است. زیرا کسی که مغز داشته باشد فرار نمی‌کند. انتخاب گزینه‌ی "فرار از مشکل" بجای حل آن، سیره‌ی مستمره‌ی بی‌مغزان است. پس چرا باید به مشتی بی‌مغز که خدمت‌کار استکبار هستند مباهات بورزیم؟ برخی از عوام و حتی خواص، گاهی ساده‌لوحانه به ایرانی بودن این دست از نخبه‌گان افتخار می‌کنند و با هواداری از آنان، اصل نظام اسلامی را در رویش نخبه‌گانِ ایران‌گریز مقصر می‌دانند؛ در حالی که آن نخبگان، پشیزی برای مردم و نظام مردمی ایران ارزش قائل نیستند. نخبه‌ای که هیچ خاصیتی برای ایرانیان ندارد و هر از گاهی گفتارها و رفتارهای دین‌ستیزانه از او صادر می‌شود مایه‌ی ننگ ایرانیان است؛ نخبه‌گانِ بی‌خاصیت در واقع دشمنانی هستند که فقط نام دوست را به یدک می‌کشند.

فرهیخته‌ای که بخاطر تعارض با حاکمیت ایران، مردمش را بفروشد اساسا فرهیخته‌گی‌اش زیر سؤال است. کسی که سیر مطالعاتی‌اش وی را به سطحی از بلوغ نرسانده باشد که حقانیت جمهوری اسلامی برایش آشکار شود، نه تنها نخبه نیست که عقب‌مانده‌ی فکری است! مگر هر کس که دارای نبوغ فکری و ضریب هوشی بالا بود، می‌توان او را متصف به وصف فرهیختگی دانست؟ نخبه به هیچ قیمتی مردم فروشی نمی‌کند، حتی اگر دولتش طاغوتی باشد. نخبه، أخم دوست را بر لبخند طاغوتیان ترجیح می‌دهد و بجای نوکری دشمن، خادم مردمش می‌شود؛ خدمت به مردم، پیش‌کش لااقل با در اختیارِ دشمن قرار دادن دانش، به مردم خیانت نکند.

گرچه عذرِ متداول نخبه‌گانِ این‌چنینی برای توجیه فرار، تعارض با مسئولین نظام است؛ اما دلیل واقعی گریز نخبگان، چیز دیگری است. بسیاری از نخبه‌گان بخاطر تعارض فکری با اصل نظام و نیز طمع به لذت‌های مادی از خدمت به مردم ابا دارند. غایتشان کسب منفعت است و نه جلب رضایت خدا و خدمت به خلق خدا. فرار از محدودیت‌های دینی، عدم تحمل حاکمیت اسلامی، رؤیای شیرین زندگی در مغرب زمین و بهره‌مندی از آزادی‌های بی‌شمار حیوانی حاکم بر کشورهای متمدن، عمده‌ترین عوامل ماندگاری نخبه‌گان علمی در غرب است.

بعنوان کسی که دانشگاه شریف تهران تدریس داشتم و با وجودِ اینکه کم نیستن دانشجوهای خوب و معتقد در این دانشگاه، اما قبول کنیم که همه‌ی نخبگان قادر نیستند همچون شهید چمران از پیشنهاداتِ پر رنگ و لعاب روبهان دغل چشم‌پوشی کنند و به عشق امام و امت از رفاهیاتِ عادی و مادی دنیای متمدن صرف نظر کنند. وقتی یک نخبه، چارچوب اسلامی بودن را نمی‌پسندد نمی‌توان او را بالاجبار و حتی با رفاهیاتِ مضاعف در ایران بند کرد. حکومت اسلامی نه رفاهیات غربی را می‌تواند برای او فراهم کند و نه قرار است نخبه‌ی رفاه‌زده و دنیاگرا گزینش کند.

البته اصل این‌که باید مسئولین نظام هوای نخبه‌گان را داشته باشند و بطور کلی با مردم و از جمله نخبه‌گان بر مبنای کرامت انسانی رفتار کنند مطلب حقی است. اما بالأخره ممکن است در بدنه‌ی هر نظامی برخی از مسئولین، عامدانه، ساهیانه، خودسرانه و یا بر مبنای سلیقه‌ی شخصی اسباب گریز نخبگان را فراهم کنند؛ ولی در نگاه کلان، سیاست کلی نظامِ اسلامی بر طرد نخبگان نیست. بنابراین عمل‌کرد سوء برخی دولت‌مردان، نباید باعث رنجش خاطر عاطرِ نخبه‌گان شود؛ نخبه‌ی واقعی هیچ‌گاه از گزینه‌ی قهر کودکانه استفاده نمی‌کند؛ زیرا خوب می‌داند که چوب مسئولین خطاکار را نباید به مردم زد و روا نیست بخاطر وجود معدود خطاکاران، پشت مردم و نظام را خالی کرد.

نظرات  (۳)

  • مهدی محمدپور
  • سلام علیکم حاج آقا
    منت گذاشتید و به وبلاگ بنده سر زدید
    بنده شما را با افتخار لینک کردم.
    در رابطه با این ارسال شما باید بنده نخبه نیستم و با اصل نظام جمهوری هم مخالفتی ندارم. به دنبال مال و منال و ثروت هم نیست. به دنبال علم هستم، ولی مساله اینجاست که تحصیل در ایران خرج داره ولی در خارج همزمان حقوق هم دریافت می کنی و دومین مورد اینکه برای پذیرش در دانشگاه های خوب ایران باید هفت خان رستم را رد کنی، در حالی که با همان رزومه در بهترین دانشگاه های خارج از کشور پذیرش می گیریم. به نظر شما با این شرایط رفتن و خواندن و برگشتن بهتر از موندن و درجا زدن نیست؟ البته مسائل پیچیده تر هم میشه وقتی ببینی دوستت که از دانشگاه علم و صنعت دکتراش رو گرفته باید بره سربازی و مثل فردی که هیچ سوادی نداره باهاش برخورد بشه. حتی به اندازه ی 2 ماه آموزشی.
    پاسخ:
    و علیکم السلام
    اشکالاتِ شما به نظامِ آموزشیِ ایران وارد بود و اشکالاتِ بنده به خودِ نخبه‌گان
    حاصلِ جمعِ کلامِ بنده و شما این است که نقایص موجود چه در سطح نظام آموزشی و چه در بین خودِ نخبگان، مرتفع شود
    سپاس از حضورتون بزرگوار
    حاج آقاااااااااااا
    همه اینا که گفتید توی دلم بودا اما نمتونستم انقد قشنگ و مرتب بگمش
    واقعا کف کردیم
    طرف اسمشو گذاشته نخبه و دو تا تست کنکور زده هر و بر تشخیص نمیده و اونقت داره عربده میگکشه
    دارم قانع میشم که از ایران نرم...
    :)))
    پاسخ:
    بله دیگه شما که کلاً اسمتون "نابغه" هست و تویِ مایه‌های نخبه هستید!
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی