سیدمحمدمهدی صدری‌

وب‌سایت شخصی

سیدمحمدمهدی صدری‌

وب‌سایت شخصی

سیدمحمدمهدی صدری‌

» هـویــت: سیدمحمدمهدی صدری‌شال
» ولــــادت: 12/مرداد/1362
» شهادت: پا رکابِ آقا انشاء الله
» شریعت: اسلام / شیعه‌ی اثناعشری

» مـلیـــت: ایران
» سکونت: تهران
» تحصیلات: اشتغال به تحصیل سطحِ سه
» سِـمَت: محصّل/مُدرس/محقق/مُبلّغ/مشاور

» دور گفـت: 09192959470
» پــُـســـت: SadriSmm [جیمیل]
» تلگرام چت: SmmSadri@

محبوب ترین مطالب
آخرین نظرات

چگونه یک نماز خوب بخوانیم؟

جمعه, ۲۲ آبان ۱۳۹۴، ۰۳:۰۸ ب.ظ

می‌خواهم یک نمازِ زنده، با روح و خوب اقامه کنم ««
    می‌خواهم نماز، صرفا لقلقه‌ی زبان نباشد ««
       می‌خواهم نمازم مانعِ فحشا و منکر شود ««
گامِ اول برای اقامه‌ی چنین نمازی، آشنائی با مفاهیمِ اذکار و افعالِ نماز است
این نوشتار به پیشنهاد
جناب آقای راوندی نگاشته شده و بتدریج بروز رسانی می‌شود

"ترک کننده‌ی نماز مانند کافر است و شفاعتِ اهلبیت شامل نمازخوانانی که نمازشان را سبک بشمارند [مثلا بدون حضور قلب یا با تأخیر یا با سرعت بخوانند]، نمی‌شود".

1. الله
معنا: معبودِ حیرت‌انگیز
ـ الله از ریشه‌ی وَلَهَ است به معنایِ حیران و سرگشته.
ـ الله، از ریشه‌ی ألَهَ است و به معنایِ معبود و کسی که شایسته‌ی عبادت شدن است.
ـ الله [ال+اله] داری الف و لامِ تعریف است و بیان‌گرِ آشنا بودنِ خدا است. یعنی آن‌قدر وجودِ الله، مسلم و شناخته‌شده است که خدا در قرآن بجای ارائه‌ی استدلال بر این امرِ بدیهی، از خداناباوران مطالبه‌ی برهان می‌کند[هاتوا برهانکم]. حتی بسیط‌ترین ذهن‌ها هم بدونِ چیدنِ استدلال و صرفا با دیدنِ یک سازه، پی به وجود سازنده‌اش می‌برند؛ حال که چنین است، چطور ممکن است سازه‌ی پیچیده‌ی کیهان و انسان، سازنده‌ای دانا و توانا نداشته باشد؟ صرفِ ندیدن که دلیلِ بر نبودن نیست. سازنده داشتنِ سازه‌ی هستی، با تکیه بر مشهودات [بدیهیات] ثابت است و نیاز به اثباتِ استدلالی ندارد. [ارائه‌ی استدلال بر گزاره‌ی بدیهی، نفیِ بداهت آن است]
با توجه به سه‌گانه‌های فوق می‌توان گفت معنای دقیقِ الله عبارت است از: "معبودِ آشنا و شایسته‌ی اطاعت و پرستشی که همه از درک عمیقِ حقیقت ذاتش واله و حیرانند".
الله، معبود است و پیشه‌ی انسان، عبادت [بندگی] است: "وَ ما خَلقتُ الجنّ و الإنس إلا لیعبدون". بندِگی یعنی بند و افسارِ زندگی‌ام را در عرصه‌ی عبادی، تحصیلی، شغلی، تفریحی، معاشرتی، تربیتی، فردی، اجتماعی، خانوادگی، حکومتی و بین المللی به الله سپرده‌ام و قید و بندِ اطاعت از دستوراتِ او را به جان خریده‌ام؛ من یا در بندِ بندگیِ الله‌َم و یا خدای ناکرده در بندِ بندگیِ شیطان؛ که در هر دو حال، آزادیِ مطلق وجود ندارد. جلبِ رضایت خدا بوسیله‌ی انجامِ واجبات الهی و نیز خودداری از هتکِ حرمت به خدا بوسیله‌ی ترکِ گناهان، دو رکنِ اصلیِ قید و بندهای الهی است؛ مبادا در قید و بندِ اسارتِ شهوت، ثروت، قدرت، شهرت و لذت‌های حرام باشم و با بردگیِ شیطان، آزادی معنوی‌ام سلب شود.

2.
اکبر

معنا: بزرگترین

الله اکبر، یعنی خدا بزرگتر است از جهان، بزرگتر است از گناهان من، بزرگتر است از مشکلات و غصه‌هایِ من، بزرگتر است از دشمنِ من، بزرگتر است از مال و ثروت من، بزرگتر است از قدرت من، بزرگتر است از شهوت من، بزرگتر است از شهرت من و... . شاه‌بیتِ "الله اکبر"، پر تکرارترین واژه‌ی ترانه‌ی نماز است و بزرگیِ خدا را در قلبِ نمازگزار تلقین و تثبیت می‌کند؛ تا اولاً از دنیایِ کوچک و جلوه‌های آن قطع توجه کنم و ثانیا با برجسته شدنِ عظمتِ خدا در دل، زندگی‌ام بر اساسِ دستوراتِ متعالیِ خدا و بدور از فحشا و منکرات شکل بگیرد: "إن الصلاة تنهی عن الفحشاء و المنکر".

جا دارد گاهی به دور از آلودگی‌های نوری، لحظاتی با چشمِ سر یا قوه‌ی تخیل به آسمان پُر ستاره‌ی شب نظاره‌گر شوم و تأمل کنم در آیات آفاقی الهی؛ با یادآوریِ عظمتِ لایتناهیِ هستی قبل از قامت بستن برای نماز، ناخودآگاه زانویم به لرزه می‌افتد، دست‌ها به زمین می‌چسبد و پیشانی به خاک سائیده می‌شود. این‌جاست که عبارتِ "الله اکبر" آن‌چنان که شایسته و بایسته است بر زبان جاری می‌شود.
رفع الیدین، بمعنای بالا بردن دو دست به هنگامِ گفتنِ "الله اکبر" تا گلوگاه می‌باشد. مفهومِ این فعلِ نماز، یعنی همه‌ی اشیاءِ غیر ملکوتی‌ای که بزرگشان می‌پندارم، حقیرند و باید در نماز و بعد در زندگی‌ام به پشت سر انداخته شوند؛ وقتی که دست را پائین می‌آورم، معنایش این است که بزرگترین وجود عالَم هستی را پیش رو آورده‌ام و تمام سلول‌هایم متوجه گفتگو با اوست. درک این حضور متعالی، همان چیزی است که با گفتن "الله اکبر" و انجام حرکتِ "رفع الیدین" باید حاصل شود.
با تکبیرة الإحرام [اولین الله اکبرِ نماز]، لحظاتی احرام می‌بدم از رزائل اخلاقی، از گناهانِ رفتاری و حتی از نیاتِ نفسانی. این‌جاست که رسماً من مُحرِم می‌شوم و با تمرکزِ کانونِ توجهاتم به بزرگترینِ هستی [أکبر]، دنیای کوچکم را حتی از نوع حلالش بر خود حرام می‌کنم؛ نمی‌خورم، نمی‌خوابم، نمی‌خندم، نمی‌بویم، نمی‌بینم، نمی‌چِشَم، نمی‌شنوم، نمی‌گویم و در یک کلام برای دقائقی دارِ دنیا را وداع می‌کنم.
تکبیرة الإحرام نواختن شیپورِ شروعِ جدال با دنیاگرائی در مِحرابِ عبادت است. محراب، محلِ حرب [جنگ] است، حربِ من با هوای نفس و وساوس ابلیس. قرار است با تحریمِ دنیا، به سمتِ قبله‌ی عالَم قیام کنم [بحول الله و قوته أقومُ]؛ در برابرش زانوی ادب زنم [وَ أقعد]؛ کبریائی و عظمتش را تعظیم کنم [رکوع]؛ و با به خاک سائیدنِ پیشانیِ کبرِ خود[سجود]، نهایت درجه‌ی خضوعم را نسبت به بزرگترین وجودِ هستی عرضه دارم، تا در پایانِ نماز در پناه آغوش گرمش، کِشتیِ طوفان‌زده‌ی وجودم در ساحلِ سلام و سلامت پهلو بگیرد: "السلامُ علیکم و رحمة الله و برکاته"؛ تکبیرة الإحرام، نقطه‌ی شروع سلوکی است بنامِ نماز که من را از دره‌ی تاریکِ آشوب‌های دنیا به قله‌ی خدا و خطِ پایانِ آرامش و سلامت می‌رساند.

3. اعوذ بالله [استعاذه]
معنا: همواره و همیشه پناه می‌برم به الله و درخواست کمک می‌کنم از او.
شاید دلم ربوده شود توسط شیطان، اگر آغوشِ خدائی که در اولین گامِ نماز از او به بزرگی یاد کردم پناهم ندهد. پس بی‌درنگ قبل از شروعِ فاتحة الکتاب، تکبیرة الإحرامِ نمازم را به استعاذه متصل می‌کنم[فَإذا قَرأتَ القرآن فاستَعِذ بالله] و با سپردنِ عنانِ نمازم به خدا، با توجه و بسیار آرام بدون این‌که صدایم شنیده شود می‌گویم: "أعوذ بالله من الشیطان الرجیم". گویا قرار است مخفیانه از شر دشمنی خطرناک [عدوٌّ مُبینً] در آغوش الله، آرام بگیرم. علاوه بر تمسک زبانی به رشته‌ی "استعاذه"، جا دارد در عالَمِ خیال، خود را در وادیِ رعب‌انگیزی تصور کنم که خطرهای متنوعی مرا تهدید می‌کند. در چنین فضائی شیرینیِ پناهندگی به یک آغوش گرم، ملموس‌تر خواهد بود.
واژه‌ی "أعوذ" و بطور کلی مقوله‌ی استعاذه، اولا فرایندی استمراری و مداوم است [مضارع= استمرار]؛ لذا پناهندگیِ گاه و بیگاهِ مقطعی، کارگشا نیست. باید استعاذه را پخش کنم در تمام ثانیه‌های شبانه روز تا جائی که پناهندگی به خدا تبدیل شود به سیره‌ی مستمره و همیشگی. و ثانیا از سنخِ حرکت است و نه صرفا گفتاری و زبانی[فعلِ حرکتی]. بنابراین صرفا با تکرارِ ذکر "أعوذ بالله"، اثر مطلوب حاصل نمی‌شود. باید هنگامِ ظهورِ ابرِ متراکمِ غلفت و طغیانِ طوفانِ نفس اماره و شیطان، حرکت کنم به سمتِ سجاده‌ی سجود. وضوئی بسازم، نمازی بخوانم و در پایان، خودمانی خدایِ بزرگتر از گناه و شیطان [الله اکبر] را موردِ خطاب قرار دهم و بگویم بنده‌ی بی‌پناهت را پناه ده [آعوذ بالله].
اگر پای درسِ نماز، استعاذه را آموختم چه خوب است که این درس را در زندگیِ خود پیاده کنم. یعنی دست در دستِ خدائی که با دو دستش مرا خلق کرد [خلقتُ بِیدیّ] گام‌های زندگی‌ام را طی کنم تا شیطان، چشم و دل و زبان و گوشم را نرباید. وقتی قرآن می‌گوید تلاوتِ مرا با استعاذه آغاز کن [فإذا قرأتَ القرآن فاستعذ] و وقتی آخرین سوره‌اش نیز با استعاذه پایان می‌پذیرد [قل اعوذ برب الناس] من خوب می‌فهمم که تمامِ قرآن بینِ دو پرانتزِ استعاذه است و آغاز و وسط و پایانِ همه‌ی سعادت‌های دنیا و آخرت گره خورده با رشته‌ی پناهندگی به خدا.

4. الشیطان

معنا: شدیداً اخلال‌گر

خدانوردی گاهی دشوار می‌شود با وجود شیطنت‌های شیطان؛ همان نیروئی که در پیمودنِ مسیر اطاعتِ من از خدا شدیداً اخلال ایجاد می‌کند[صیغه‌ی مبالغه مانند عطشان]؛ تا مانعِ نزدیکی و تقربم به خدا شود [اعراف16: لأقعدن لهم صراطک المستقیم]. طبق آیه‌ی 112 سوره‌ی انعام [جعلنا لکل نبیٍّ عدواً شیاطینَ الإنسِ و الجِنّ] شیاطین از جنس انسان و جنیان هستند و تحت لِوای رهبری و مدیریتِ شخصی بنام ابلیس خبیث کار می‌کنند.
با توجه به این‌که واژه‌ی "شیطان" توأم با "الف‌لامِ تعریف" و همراه با وصفِ "الرجیم" شده، می‌توان گفت شیطانِ مدِ نظرِ این‌جا همان رانده‌شده‌ی معروف و مشهور است. ابلیس همان مَلَکِ مطرودی است که با عدمِ خضوع در برابر خلیفة الله، از فرمان خدا طغیان کرد و قرآن، هفت بار از او با عنوانِ "عدوٌ مُبین" یاد کرده که به تعبیر آیه‌ی 82 سوره صاد [فبعزتک لاغوینهم اجمعین] دشمنِ قسم‌خورده من است.
شیطانِ معرفی شده در آیه‌ی 201 اعراف [طائف من الشیطان] در طول شبانه‌روز دور مَن طواف می‌کند و تلاش دارد قلبِ مرا تسخیر کند. وقتی در جنگ نظامی، با شنیدن خبر حمله‌ی دشمن، همه بسیج می‌شویم، آیا نباید برای در امان نگه‌داشتنِ خود از شر شیطانِ آخرت‌سوز تدبیری بیندیشیم؟

5. الرجیم

معنا: دور شده و مطرود از مقام قرب الهی

با این‌که گفته شد شیطان، لقبِ همه‌ی اخلال‌گرانِ جن و انس است، اما از ترکیبِ توصیفیِ الف و لام دارِ "الشیطانُ الرجیم" می‌توان دریافت که مصداقِ شیطان در جمله‌ی "أعوذ بالله مِن الشیطان الرجیم"، شخص خاصی است به‌نام ابلیس که بخاطر سرپیچی از دستور سجده [نماز] برای همیشه از درگاه خدا رانده شد.

ابلیس کسی است که بخاطر شایستگی و عبادت 6 هزار ساله‌اش، از درجه‌ی جن [نار] به مقامِ مَلَک [نور] و حتی رتبه‌ی استادیِ ملائک ارتقاء یافته بود. آن‌چه ابلیس را از این مقامِ والا تنزل داد، چهار نکته‌ی قابل تأمل بود:
ـ اول، تعصب: حس ناسیونالیستی و در نتیجه برتر دانستنِ جنسیت و ملیت خود [ملی‌گرائی]: آیه‌ی 12سوره‌ی اعراف، دلیل رجمِ ابلیس را این‌گونه بیان می‌کند: "قال أنا خیرٌ منهُ خَلَقتنی مِن نار و خلقتَه من طین".
ـ دوم، ترک یک نماز: ابلیس با وجود عبادت 6 هزار ساله، در نهایت به تعبیر آیه‌ی 31 سوره‌ی حِجر بخاطر ترک یک نماز و بلکه ترکِ بخشی از نماز یعنی سجده، مطرود شد: "إلا ابلیسَ أَبى أن یکون مع السّجدین".
ـ سوم، تکبر: عُجب و غرور، مهم‌ترین عاملِ سقوط عابدان است. ابلیس که بخاطر عبادتِ فوق‌العاده‌اش خود را اشرف از آدم می‌پنداشت بخاطر همین حس خودبرتر بینی [أبی و استکبر، بقره34]، امر خدا مبنی بر سجده را نیز زیر پا گذاشت.
ـ چهارم، عدم خضوع در برابر جانشین خدا و خلیفة الله: سجده‌ی بر آدم [قلنا للملائکة اسجدوا لآدم]، یعنی بیعت ملائکه با انبیاء و اوصیاء؛ بیعتی که طبق آن، همه‌ی ملائک رسما غلامِ حلقه به گوش و برده‌ی انبیاء و اوصیائی شدند که همه‌گی از جنس آدم ابو البشرند! اساسا از ابتدای هستی و در طول تاریخ تاکنون، عمدتا محورِ انکارها و دشمنی‌ها روی خلیفةالله بود و نه روی خدا.

هنگام به زبان آوردن استعاذه [اعوذ بالله] جا دارد به این نکته بیندیشیم که حتی منِ انسان هم اگر چهار شاخصه‌ی منفیِ تعصب، ترکِ نماز، تکبر و سرپیچی از رهبر دینی را در زندگی‌ام داشته باشم، رجیم خواهم بود و مانند ابلیسِ خبیث، از آغوشِ گرم پناهندگیِ خدا محروم خواهم شد. اساسا پناهندگی با نهادینه کردنِ چهار مقوله‌ی عدمِ تعصب، نماز، عدم تکبر و پیروی از ولایت حاصل می‌شود، نه صرفا با تکرار زبانیِ ذکرِ "أعوذ بالله من الشیطان الرجیم".
از همین باب است که گفته شده "اعوذُ" فعلِ حرکتی است و نه زبانی؛ یعنی هنگامِ هجوم شیطان، باید وضو ساخت، دو رکعت نماز خواند، به آغوش گرمِ خدا پناه برد و در پایانِ نماز با زبانِ خودمانی با خدا راز و نیاز کرد. اینجاست که حسِ زیبای با
خدا بودن، لذت و شیرینیِ گناه را محو می‌کند.

جمع‌بندیِ معنایِ استعاذه (أعوذ باللهِ مِنَ الشَیطانِ الرّجیمِ)
پس از شرحِ واژگان و بیانِ معارفِ مرتبط با استعاذه، نوبت به ارائه‌ی ترجمه‌ی روان و دقیقِ جمله‌ی "اعوذ بالله من الشیطان الرجیم" می‌رسد:
همواره [با نهادینه‌سازیِ سه مقوله‌ی نمازگزاری، تواضع و پیروی از ولایت در زندگی] عملا [و نه فقط با زبان] حرکت می‌کنم و پناه می‌برم به [سمتِ پناه‌گاهی به‌نام] الله، از [شرِّ] ابلیسی که به‌دلیل خود برتربینیِ مادی و معنوی، ترک نماز و عدم خضوع در برابر ولایت برای همیشه از درگاه خدا طرد شد.


سوره‌ی فاتحة الکتاب

صد و چهار صحیفه‌ی آسمانی، کتابِ درسیِ صد و بیست و چهار هزار پیامبر است که تورات، زبور، انجیل و قرآن برگزیده‌ترینِ آن‌هاست. در این بین، قرآن مُهَیمِن و در بردارنده‌ی محتوای تمامِ کُتب آسمانی و بلکه معارفی اضافه‌تر از آن‌هاست. جالب آن‌که تمام محتوا و برکات سوره‌های قرآن در فاتحة الکتاب [سوره‌ی حمد] جمع شده است؛ چنانچه امیرالمؤمنین می‌فرماید: "اگر جمیع معانیِ فاتحةالکتاب را بنویسم 70 شتر از آن پربار کنم"!
اگر حرکات و اذکارِ نماز را جسد و پیکره‌ی نماز بدانیم، روحِ این جسد سوره‌ی فاتحة الکتاب است. در بینِ نمازهای واجب و مستحب، نمازهائی هستند که رکوع، سجده، قنوت و قیام ندارند و حتی وجود طهارت و رو به قبله بودن در برخی از آن‌ها شرط نیست!! اما سوره‌ی حمد پایه‌ی ثابتِ تمامِ نمازهای دینِ اسلام است [لاصلاةَ إلا بفاتحةِ الکتاب] که حاضر بودنِ این سوره در کلّ نمازها، نشان می‌دهد که روحِ نماز، فاتحةالکتاب است.
حال که هر روز دستِ‌ کم ده مرتبه این سوره را در نمازهای یومیه، قرائت می‌کنیم آشنائی با معارفِ این سوره برای خواندن یک نمازِ با روح و زنده، ضروری است. این‌که آیه‌ی 45 سوره‌ی عنکبوت [إن الصلاة تنهی عن الفحشاء و المنکر] نماز را داروی بیماریِ فحشا و منکر می‌داند، مراد نمازی است که زنده باشد. اقامه‌ی جسدِ نماز بدون حضورِ روح، کارکرد فحشاگریزی و منکر ستیزی ندارد.

6. بسم الله
معنا: با کمکِ نشانه‌ی الله آغاز می‌کنم

اسم، به معنای علامت و نشانه‌ای است که ما را به یاد صاحب اسم می‌اندازد؛ مثلا کلمه‌ی "ح‌س‌ی‌ن" اسم و علامتی است که یادِ سیدالشهداء را در ذهن‌ها تداعی می‌کند. تمامِ مخلوقاتِ خُرد و کلانِ کهان و کیهان، حیوان، انسان، آسمان، قرآن، امام همه و همه اسم، نشانه و آیتی هستند که من‌را به یاد مالکِ مخلوقات، یعنی الله می‌اندازند.

اما چرا با کمکِ اسمُ الله و نه خودِ خدا؟! بعبارتِ دیگر چرا نقطه‌ی آغازینِ شناختِ خدا، ارتباط‌گیری با نشانه‌های خداست؟ آیا بهتر نیست بجای تمسک به اسم الله و توسل [وسیله قرار دادن] به نشانه‌های خدا، سیرِ خداپیمائی‌ام را بدون واسطه و وسیله انجام دهم؟

برای پاسخ به این سوال، ابتدا باید ابزارهای شناخت و دانش‌اندوزیِ خودم را یک‌بار مرور کنم؛ بینائی، بویائی، چشائی، شنوائی و لمس، ابزارهای شناخت و پنجره‌های پنج‌گانه‌ی ورودِ دانش و آگاهی به وجودِ من است. گستره‌ی کسبِ شناختِ حواسِ پنج‌گانه‌ی من، و نقطه‌ی تماسِ چشم، شامه، زبان، گوش و پوست محدود می‌شود به ملموسات و محسوساتِ پیرامون؛ به همین دلیل است که در آیه‌ی "بسمله" و آیاتِ فراوانی از قرآن، خدای متعالی مرا به کاوش در اسم و نشانه‌های اطراف دعوت می‌کند. بِمَثَل در سوره‌ی غاشیه، انسان‌ها بخاطرِ عدمِ اهتمام به جانورشناسی، فضاشناسی، کوه‌شناسی و زمین‌شناسی، مورد توبیخ قرار می‌گیرند.[افلاینظرون الی الإبل کیف خلقت و الی السماء کیف رفعت و الی الجبال کیف نصبت و الی الأرض کیف سطحت]

مطالعه‌ی اسمُ الله و کسبِ دانش نسبت به سازه‌های متنوعِ هستی  قرار است وسیله و آلتی باشد برای پی بردن به سازنده‌ای متعالی بنامِ الله. حواسِ پنج‌گانه‌ی من اما چون از درکِ مستقیمِ این وجودِ نازنین عاجز است، او را در آیات و نشانه‌هاش می‌جوید. محصولات ریز و درشتِ دست‌ساخته‌ی الله را واکاوی می‌کند تا از یک‌سو بواسطه‌ی نظم و پیچیدگیِ آن‌ها، پی ببرد به عظمتِ الله؛ و از سوی دیگر من با دیدنِ مصنوعاتِ بجا مانده از خدا و به عبارت دیگر با کمک التفاتِ به این آیاتِ آفاقی و انفسی، خدا در ذهنم برجسته شود و به نقطه‌ی خضوع مطلق در برابر او برسم.

روشن‌ترین و بارزترین مصداق "اسم الله"، انسانِ کامل [خلیفة الله] است. چرا که خَلَف و خلیفه‌ی خدا بیش از سایر خلائق، رنگ و بوی الهی دارد و من را به یاد خدا می‌اندازد؛ بمَثَل التفات و توجه به رسول الله، لاجرم ذکر و یاد خدا را در دل زنده می‌کند. با این بیان، آیه‌ی "بسم الله" نوعی کمک گرفتن و ذکرِ توسل [وسیله و واسطه‌قرار دادن] است به کسی که مدالِ خلیفة الله‌ی را به گردن دارد. استمداد و توسل به خلیفة هنگامِ قرائت قرآن، شروعِ نماز و ابتدای هر کار می‌تواند از این جهت باشد که منِ آلوده به لوثِ‌ گناه، شایستگیِ ورود به حریم پاکِ الهی را ندارم؛ بخاطر همین به تعبیرِ آیه‌ی 35 سوره‌ی مائده [و ابتغُوا إلیهِ الوسیلة] ناچارم برای تقرب به خدا از شفیع، واسطه و وسیله استفاده کنم.

خلاصه آن‌که آیه‌ی بَسمله توجه به آیاتِ الهی با رویکردِ خدامحورانه است و به نوعی ذکر توسل به اهلبیت محسوب می‌شود برای کسبِ شایستگیِ راز و نیاز با خدا. اساسا شاید چون "بسم الله" اطاعت از خلیفه‌ی خدا را یادآوری می‌کند، بخاطر همین است که با نزول بسم الله، ابلیسِ متمرد از سجده بر خلیفة الله، غضبناک شد.


7. الرحمن

معنا: مهربانیِ گسترده به همه‌ی خلائق

رحمن و رحیم هر دو از ریشه‌ی رحمتند و به معنای مهربانی. اما رحمان [صیغه‌ی مبالغه بر وزنِ فَعلان] کسی است که خُنکای سایه‌سارِ لطفش بر سرِ جمیعِ آفریده‌ها گسترانده شده و شاملِ گیاهان، حیوانات، مؤمنان، کافران، شیاطین و دشمنانِ خدا نیز می‌شود؛ باران چو به دشت بارَد، بر گل و خَس همه یکسان بارَد.

آب و هوا و خوراک و نور و تنِ سالم از تجلیاتِ رحمتِ گسترده‌ی خدا بر انسان، این شهروندِ اقلیمِ بی‌کرانِ الله است؛ فارغ از آن‌که وی، خدا باور باشد یا خدا ناباور. ابرازِ چنین رحمتِ فراگیر و گسترده‌ای فقط و فقط بایسته و شایسته‌ی خدای متعالی
است؛ و این یعنی منِ مسلمان اجازه‌ی مهر‌ورزی، دست‌فشاری و عطوفت با دشمنانِ خدا را ندارم. [سوره‌ی فتح29: محمد رسول اللّه و الذین معه أَشدّاء علی الکفار].


8. الرحیم
معنا: مهربانیِ خاص به مؤمنان
واژه‌ی "رحیم" هم‌مخرج و هم‌معنای "رحمان" است؛ با این تفاوت که شخصِ رحیم [صفتِ مشبهه بر وزنِ فعیل] نسبت به مؤمنان و توبه‌کاران اظهار مهربانی و عطوفت دارد. این‌جا سخن از الله‌ی است که علاوه بر مهربانی به همه‌ی ریزه‌خوارانِ خوانِ گسترده‌ی رحمتش، دارای ممتازان و ویژه‌خوارانی است بنامِ مؤمنین که شایستگیِ استقرار در جایگاهِ ویژه‌ی مأدُبه‌ی صاحبِ سفره‌ را دارند.
مزایائی نظیرِ رزق معنوی، نورِ هدایت، آرامشِ روحی، اخلاص، ملاقاتِ امامِ زمان، لذت عبادت و طی الأرض، از منبعِ "رحیمیتِ" الله سرازیر می‌شود و ارزانیِ مؤمنانی است که شایستگیِ بهره‌مندی از مهربانیِ ویژه‌ی باری‌تعالی را دارامندند.

جمع‌بندیِ آیه‌ی 1 (بسم اللهِ الرّحمنِ الرّحیمِ)

در عمقِ معانیِ آیه‌ی "بسم اللهِ الرّحمنِ الرّحیمِ" همین بس که تفسیرِ "بـاء"ش از زبانِ مولای متقیان برای یکی از اصحاب، تا سحر به طول انجامید! آیه‌ای با این محتوا نه تنها آغاز‌گر نماز، که می‌تواند نقطه‌ی آغازینِ تمامِ فعالیت‌های تحصیلی، تفریحی و شغلیِ من باشد. چنان‌که در حدیثِ قدسی آمده است: "هر کارِ دارای اهمیتی که با بسم الله آغاز نشود، نافرجام و ناقص خواهد بود".

چه خوب است که هنگامِ زمزمه‌ی بسمله، به حقیقت و معنای بسم الله الرحمن الرحیم نیز توجه داشته باشم: "آغاز می‌کنم نمازم را [یا هر کاری را] با توسل به جانشین و خلیفه‌ی اللهِ مهر گسترِ [نسبت به همه‌ی مخلوقات و] مهر ورز [نسبت به مؤمنان و توبه‌کاران]؛ همان اللهِ نام‌آشنائی که شایسته‌ی اطاعت و پرستش است و همه از درک عمیقِ حقیقت ذاتش واله و حیران.

9. الحمد لله
معنا: ستایش فقط به خـدا اختصاص دارد
مدح و ستایش واکنشی است که هنگام مواجهه با زیبائی‌ها ایجاد می‌شود. اثرِ هنریِ زیبا و جمیل اگر اختیاراً از شخصی سر بزند، ستایشی را در انسان به وجود می‌آورد؛ این ستایش اصطلاحاً حمد نام دارد و حمدگوئیِ خدا یعنی همه‌ی پدیده‌های جمیلِ عالَمِ هستی از وجودی متعالی به نام الله سرچشمه می‌گیرند.
آسمان‌ها و زمین مملو از کمالات و جمالات خُرد و کلانی است که با اراده‌ی اختیاری خدای متعال آفریده شده‌اند. بطور طبیعی درک این زیبائی‌ها و لطافت‌های بی‌نظیر، برانگیزاننده‌ی حس ستایش و تمجید است. ما معمولا با دیدن زیبائیِ کیهان، کهان و انسان، ظاهربینانه زبان به مدح و ستایشِ طبیعت، آسمان، چشم، ابرو، اندام، لباس، معماری ساختمان، تابلوی نقاشی و... می‌گشائیم و از نقاشِ پشتِ پرده‌ی تابلوی هستی غافلیم.
اما "الحمد لله" یعنی اختصاص تمامِ حمدها به الله [لامِ اختصاص و الف لام جنس]. بنابراین من وقتی به حقیقت و عمقِ "الحمد لله" پی می‌برم که تمامِ زیبائی‌های دنیا را گره بزنم به خدای جمیل و باور داشته باشم گیتی، جمالش را وامدارِ خدا است و فقط بهره‌ی اندکی از زیبائی دارد. این‌جا من با دیدنِ صاحبان جمال، بجای ستودن چهره‌ی جمیل خالق آن چهره را می‌ستایم و به زبانِ حالِ می‌گویم: "وقتی کاردستیِ الله، دارای جمال و زیبائیِ چشم‌نواز است، خودِ الله چگونه خواهد بود جمالش و دل‌ربائی‌اش؟ مگر نه این است که جمالاتِ ملموس و محسوسِ دنیائی، آیت، نشانه و تجلیِ صفت جمالِ خداست؟ پس ستایشی اختصاصی و انحصاری تقدیم به جمالِ دلربای الله".
با این نگاهِ توحیدی، هیچ جمالی مرا مجذوبِ خود نمی‌کند؛ و چون جمالاتِ دنیائی را آیت و نشانه‌ی آفریدگار می‌دانم رنگ و لعاب‌های دنیائی، حجابِ بین من و خدا نمی‌شود؛ و بالاخره مبهوتِ صاحبِ تمام جمالات عالَم یعنی خدا می‌شوم و در جمالِ مخلوقات، متوقف نمی‌شوم. بنابراین باید جهت ستایش، سمت خالق باشد و انسان در مواجهه با تمام پدیده‌های ستایش‌برانگیز، التفات به آفریننده‌ی آن یعنی الله داشته باشد.
خلاصه آن‌که همه‌ی مخلوقات، بلا استثناء باید ستایش‌گر جمال و کمالِ خدا باشند و قوه‌ی حمد را به جای مخلوق، به سمتِ خالق جهت‌دهی کنند. طبق این نگاه توحیدی، همه‌ی ستایش‌ها و حمدها در عالم مشهودات، اختصاص به الله دارد.

10. رب العالمین
معنا: سرپرستِ ما سوی الله
ربّ [هم‌مخرجِ مربّی] کسی است که هر کدام از حوائجِ معیشتی، تربیتی و علمیِ من را سرپرستی و مدیریت می‌کند. از همین باب است که والدین و آموزگار را مربی می‌نامند.
واژه‌ی بیش از شصت‌بار تکرار شده‌ی "العالمین" در قرآن نیز به‌معنای عالَم‌های ریز و درشتی است که خداوند آفریده و شامل هر چیزی جز خودِ خدا می‌شود. "العالَمین" [جمعِ عالَم] از واژه‌ی "عِلم" گرفته شده و به معنای هر چیزی است که بوسیله‌ی آن، خالقش معلوم و شناخته می‌شود، درست همان‌طور که ما با دیدنِ یک سازه‌ی ساده، به سازنده‌اش رهنمون می‌شویم. با توجه به توضیحاتِ فوق، ترکیبِ "رب العالمین" یعنی: "الله، مدیریت، کنترل و سرپرستیِ کائنات را از عالَمِ ریزِ سلولی گرفته تا عوالمِ غول‌پیکرِ کیهانی و عالَمِ جمادات، نباتات و حیوانات در دست دارد".
توجه به گستره‌ی حکمرانیِ ربُّ العالَمین، موجب می‌شود ذره‌ی ناچیز بودنِ خودم را لمس کرده، با تمامِ وجود مفهومِ "الله اکبر" و وابستگیِ پیوسته‌ی خود به مدیرِ هستی را حس کنم و به زبانِ حال بگویم: "ذره‌ای ناچیزم که اگر ربّ العالَمین لحظه‌ای از من قطعِ توجه کند و جسم و جانم را مدیریت نکند، کن فیکون می‌شوم".
حتی أدوات و ابزارهای موردِ استفاده‌ی دشمنانِ خدا برای طغیان‌گری نیز توسط ربّ العالَمین اداره می‌شود؛ خنجرِ شمرِ لعین، حنجرِ سید الشهداء را آن‌گاه می‌بُرَد که ربُ العالَمین آن خنجر را پشتیبانی و حمایت کند؛ و گرنه همان خنجر در ماجرای ذبحِ اسماعیل، ناکارآمد می‌شود. حال که حتی ذارتِ کویر هم لشکرِ خدا است و به اذنِ خدا یار و پشتیبانِ خدایاوران، باید بدانم که:
اولا: گسترشِ فساد توسط دشمنانِ خدا به معنای خروجِ کنترلِ عالَم هستی از دستِ خدا نیست.
ثانیا: هیمنه‌ی پوشالینِ ابرقدرت‌نمایان در برابر مؤمنانی که دارای ربُّ العالمین‌ند شکسته می‌شود.
ثالثا: تأمین‌کننده‌ی نیازهای جهان و از جمله انسان، خداست. پس وقتی می‌توانم مقدارِ بیشتری از مایحتاجِ معیشتی، علمی و معرفتی دریافت کنم که زندگی‌ام را در تمامِ سطوحِ فردی، خانوادگی، اجتماعی، حکومتی و بین‌المللی تحت مدیریت و سرپرستیِ دستوراتِ قرآنی قرار دهم و در یک کلام بیعت کنم با ولایت و سرپرستیِ الله.

جمع‌بندیِ آیه‌ی 2 (الحمدُ للهِ ربِّ العالَمینَ)
"رب‌العالمین" در مقامِ توصیفِ "الله" و تداعی کننده‌ی مفهومِ مدیریتِ خدا بر هستی است. من با شنیدنِ این توصیف بر بالِ خیال می‌نشینم و سفری در عالَم‌ِ هستی می‌کنم؛ عظمت، دقت و زیبائیِ بی‌نظیرِ گیتی مرا به اعجاب وا می‌دارد و همین‌جا نقطه‌ی تولدِ حمد و ستایش است؛ اما ستایشِ چه چیزی؟ ستایش چه کسی؟ آیه‌ی دو می‌گوید: ستایش کن همان کسی که این عظمت، دقت و زیبائیِ بی‌بدیل را تدبیر و مدیریت می‌کند. او کسی نیست جز الله‌ی که سرپرست گیتی‌ست.
ترجمه‌ی آیه‌ی دوم، مبتنی بر نکاتِ پیش‌گفته، این‌گونه است:  

[پدیده‌هایِ زیبا و چشم‌نواز گیتی به اراده‌ی الله آفریده شده، مدیریت می‌شوند و انعکاس‌گرِ قطره‌ای از اقیانوسِ زیبائی و جمالِ بی‌نظیرِ  الله هستند؛ بنابراین] همه‌ی ستایش‌ها فقط به چنین الله‌ی اختصاص دارد که اداره و سرپرستیِ حوائج و نیازهای مختلفِ عوالِمِ ریز و درشت [و از جمله منِ ناچیز] را عهده‌دار است[پس حال که چنین است باید با او بیعت کنم و تحتِ فرمانِ او در آیَم تا مایحتاجم تأمین شود].

جمع‌بندیِ آیه‌ی 3 (الرحمنِ الرّحیمِ)

"الرحمن" و "الرحیم" که پیش‌تر ذیلِ آیه‌ی "بَسْمَلَه" معنایشان بیان شد، هر دو توصیف‌گرِ کلمه‌ی "الله"ی هستند که در آیه‌ی دو آمده و ما مکلف به حمد و ستایش او هستیم. همان‌طور که در آیه‌ی قبل، "ربّ العالَمین" بودن، ما را به قله‌ی حمد می‌رساند در این‌جا نیز مهربانی و نوازشگریِ عام و خاصِ الله، ستایشِ مرا بر می‌انگیزد. التفاتِ کافران، به رحمتِ گسترده‌ی الهی موجبِ ورودِ آن‌ها در جرگه‌ی ستایش‌گران الله می‌شود؛ و التفاتِ مؤمنان به رحمتِ عام و خاصِ الهی، موجب ارتقاءِ و استمرارِ حمدِ الله می‌شود.
عطوفتِ مادر به فرزند، مهرورزی به هم‌نوع و حتی بذلِ محبت به حیوانات همواره مورد تمجید و ستایش قرار می‌گیرد. حال که محبت‌های کوچکِ انسان‌ها ستودنی است، رحمانیت [مهرِ گسترده] و رحیمیتِ خدا [مهرِ خاص] حمد و ستایش ندارد؟ حتی عطوفتِ مادر به فرزند هم قطره‌ای از تجلیاتِ دریایِ بی‌کرانِ مهرورزیِ خداست. پس افقِ مطرح شده در سوره‌ی فاتحة الکتاب این است که به محضِ مشاهده‌ی صحنه‌ی عطوفت، زبان به حمد و ستایشِ الله گشوده شود. از در کنارِ هم قرار گرفتنِ رحمتِ خدا [الرحمان الرحیم] و مدیریتِ خدا [ربّ العالَمین]، می‌توان فهمید که الله با مدیریت‌های مهربانانه در جهان حکمرانی می‌کند و نه با مدیریت‌های قهرآلود و جبری.

عبارتِ "ربِّ العالَمینَ" در آیه‌ی قبل، و نیز عبارتِ "الرحمنِ الرحیمِ" در همین آیه، و همچنین عبارتِ "مالکِ یوم الدین"  در آیه‌ی بعد، هر سه در صدد توصیفِ "اللهِ حمد شده" می‌باشند؛ این اوصافِ چهارگانه قرار است کبریائیِ خدا را به دلِ من القاء کند تا زبان به حمد گشایم و به رتبه‌ی "حامدون" [حمد کنندگان] برسم؛ چرا که طبقِ بیانِ آیه‌ی 112 سوره‌ی توبه، ستایش و حمد مقدمه و پیش‌نیازِ بجا آوردنِ رکوع، سجود و در یک کلام، نمازِ خوب است: "الحامدونَ السّائحونَ الرّاکعونَ السّاجدونَ". انسان در برابر کسی کرنشِ حقیقی می‌کند که او را ستوده بداند. ترجمه‌ی آیه‌ی سوم به ضمیمه‌ی نکاتِ بالا عبارت است از:
[مهر و محبتِ انسان‌ها، تجلیِ مدیریتِ مهربانانه‌ی خدا بر عوالِم است و از خدا نشأت می‌گیرد. پس فقط ستایش،
مخصوصِ اللهِ] مهرگسترِ مهرورز است[همو که گستردگیِ رحمتش خداناباوران را به سمتِ ستایشِ خدا هدایت کرده و خداباوران با درکِ نوازشگری‌های او در ستودنِ الله پابرجاتر می‌شوند]

11. مالک

معنا: صاحب و دارنده

مالک به کسی گفته می‌شود که دارنده‌ی مال یا مِلکی است. تمامِ عالَمِ هستی با آن عظمتِ حیرت‌انگیزش و تمامِ ساکنانِ ریز و درشتش از جمله انسان که ریزْ ذره‌ی کائنات است با تمامِ دارائی‌هایش از آنِ خداست. مالک به کسی گفته می‌شود که هم صاحبِ انسان است [عین] و هم صاحبِ تولیدات و دست‌آوردهای انسان [منفعت]؛ بر خلافِ مَلِک [پادشاه] که فقط مالکِ دست‌آوردِ انسان است و نه خود انسان.

چنین مالکی اگر اراده‌ی نابودیِ من و زندگیِ من‌را بکند یا تمایل به آتش کشیدنِ تمامِ جهان داشته باشد، هیچ‌کس حق اعتراض ندارد. زیرا همان‌طور که بیان شد هستی، مِلک طلق و حقیقیِ خداست و مالکیتِ من بر جان، مال و اولادم موقتی، اعتباری و قراردادی است. شاهد آن‌که بعد از مرگ، هیچ تسلط و تملکی نسبت به اعضای بدن و دارائی‌های دینوی‌ام ندارم و بفرموده‌ی آیه‌ی 24 سوره‌ی نور [یومَ تشهدُ علیهم ألسنتُهم و أیدیهم و أرجلُهم] در روزِ قیامت همین جوارح به امرِ مالکِ انسان، بر علیه من شهادت می‌دهند. این آیه از سخنگویِ خدا بودنِ زبان، دست و پای من در روز رستاخیز، پرده برداری می‌کند. اسبِ تَن برای مدتی محدود در اجاره‌ی من است و باید از تارِ مویش تا خمِ ابرویش همه و همه در جهتِ رضای مالکَش بکار گرفته شود. اما منِ غافل نمک می‌خورم و نمکدان می‌شکنم.

نقل است که دسته‌ای از دزدان به قصدِ غارتِ خزانه‌ی حاکم شهر، تصمیم به حفرِ حفره‌ای زیر زمینی می‌کنند و پس از روزها تلاش، به کوهی از جواهرات گران‌بهای بیت المال دست می‌یابند. دزدانِ شادمان، مشغولِ بار بستنِ جواهرات بر روی اسب‌ها بودند که ناگهان سردسته‌ی دزدها بانگ سر داد: "همه‌ی جواهرات را به خزانه باز گردانید". همراهانِ چندین روزه‌ی دزدِ بزرگ متعجبانه و ناباورانه علت را جویا شدند. پاسخِ رئیس دزدان این بود: "در تاریکی خزانه قصر، سنگ سفیدی نظرم را جلب کرد؛ برای کشفِ ماهیت سنگ، آن‌را به زبان زدم و دیدم نمک است. نمک‌گیرِ مالکِ نمک، نباید نمکدان بشکند". حال که همه‌ی موجودات، بر سرِ سفره‌ی نمکینِ مالکِ مطلقِ هستی نشسته‌ایم، آیا داده‌های مالکِ سفره را در مسیرِ مورد پسندِ مالک بکار گرفته‌ایم، یا خدای ناکرده نمکدان شکسته‌ایم؟

12. یوم الدین

معنا: روزگار خضوع در برابر پاداش

واژه‌ی "یوم" بر خلافِ تصورِ عُموم، لزوماً به معنای نقطه‌ی مقابلِ شب یعنی روز [نَهار] نیست. مفهومِ "یوم"، آن‌قدر وسیع است که شاملِ روز، ش
ب، هفته، ماه، سال، قرن، هزاره و حتی بالاتر از آن نیز می‌شود [خلَق السّماوات وَ الأرضَ فی‏ سِتّة أیّام]. پس "یوم" به قطعه‌ی محدودی از زمان گفته می‌شود.
"الدین" یعنی پیروی، کرنش و خضوع در برابر برنامه‌ها، دستورات، مقررات و حکمِ الهی. بِمَثَل "دینِ اسلام" یعنی پیروی از یک برنامه‌ی الهی در زندگی. این واژه هرگاه با "یوم" همراه شود[یوم الدین]، اشاره به زمان و مرحله‌ای از زندگیِ انسان دارد بنام رستاخیز که کرنش و خضوع کامل در برابر سلطنت و جبروت الهی رخ می‌دهد. همان برهه‌ی زمانی‌ای که نظامِ حساب و جزاء جایگزینِ نظام تکلیف می‌شود. پس عبارتِ ده بار تکرار شده‌ی "یوم الدین" در قرآن یعنی روزگاری که اختصاص به جزاء و حساب‌رسی دارد [اضافه‌ی تخصیصی].


جمع‌بندیِ آیه‌ی 4 (مالک یوم الدین)

"مالک یوم الدین" نیز مانندِ سه وصفِ "رب العالمین"، "الرحمن" و "الرحیم" توصیف‌گرِ کلمه‌ی "الله"ی هستند که در آیه‌ی دو آمده و ما مکلف به حمد و ستایش او هستیم. همان‌طور که مدیریتِ بی‌نظیرِ "رب العالمین" بر عالَمِ هستی برانگیزاننده‌ی حمد و ثناء من است؛ و همان‌طور که در آیه‌ی قبل، مهربانی عام و خاصِ الله، ستایشِ مرا بر می‌انگیزد و زبانم را به تحمیدِ خدا می‌چرخاند؛ همان‌طور در آیه‌ی حاضر، مالکیتِ خدا بر روزگارِ جزا نیز، حمد برانگیز و قابل ستایش است.

چرا ستایش نکنم کسی را که با برپائیِ رستاخیر، انسان‌ها اعم از قدرتمند و ضعیف را گردآوری می‌کند و توانائیِ ستاندنِ دادِ مظلومان از ظالمان را دارد؟

چرا ستایش نکنم کسی را که فرعون‌ها، نمرودها، قارون‌ها و در یک کلام همه‌ی ابرقدرت‌نمایانِ گذشته و حال و آینده در آن‌روز تسلیمِ محضِ اویند و ذره‌ای یارای تخلف از مالکِ یوم الدین ندارند؟

چرا ستایش نکنم کسی را که مالک و برگزارکننده‌ی همایش و گردهمائیِ عظیمِ رستاخیز است؟ همایشی به گستره‌ی تمامِ انسان‌های گذشته و آینده.

چراستایش نکنم کسی را که مالکِ یومی است که در آن محاسبه‌ی ریز و درشتِ اعمال انسان‌ها بدونِ ذره‌ای خطای محاسباتی ارائه می‌شود؟

چرا ستایش نکنم مالکِ چنین روزی عظیم را که خلائق همه در برابرش مطیع و رام هستند؟

اوصافِ چهارگانه‌ی "رب العالمین"، "رحمان"، "رحیم" و "مالک یوم الدین" همان‌طور که پیش‌تر گفته شد قرار است کبریائیِ خدا را به دلِ من القاء کند تا زبان به حمد گشایم و به رتبه‌ی "حامدون"، راکعون و ساجدون برسم و این یعنی برپائیِ یک نمازِ خوب.

ترجمه‌ی آیه‌ی چهارم با توجه به مطالبِ گفته شده عبارت است از:

[ستایش مخصوص همان الله‌ی است که] دارای مالکیتِ روزگارِ خضوع در برابر جزاء و پاداش است [روزگاری که ابهتِ مالکیتِ مطلق او بر خلائق آشکار می‌شود و سروری و مهتریِ تام و کاملِ او به رخِ همه‌ی انسان‌ها و حتی ابرقدرت‌نمایان کشیده می‌شود؛ این‌جاست که زبان به حمد و ستایشِ خدا باز می‌کنند].



ا
دامه مطلب در قالبی دیگر در کانالِ تلگرامیِ مفهوم نماز: http://telegram.me/MafhoomNamaz

  • سیدمحمدمهدی صدری‌شال

نظرات  (۳۲)

  • پدرام دهقانپور
  • دوست عزیز،
    بنابر آیه های شریف قرآن و احادیث معصومین، نمیتوان در مقابل ظلم و ستم بی تفاوت نمود. اگر در جایی در این زمین، مسلمانی کشته میشود یا خون بی گناهی ریخته میشود و کودکی بی سرپناه میشود، یکجا نشستن و حرکتی انجام ندادن برخلاف آموزه های اسلام و کلام خداوند است.
    یکی از فاجعه بار ترین کشتار ما و ستم ها الان که شما این متن را میخوانید، در فلسطین اشغالی در حال وقوع است. رژیم سگ صفت و حرامزاده صهیونیستی خاک فلسطینیان را تصرف کرده و آنان را میکشد. این نیست که کاری از دست ما بر نیاید.
    وبلاگ ما پست ویژه ای را راه اندازی کرده و قصد دارد پیام های ایرانیان را به صهیونیست ها برساند.تا کنون افرادی در این راه سهیم بوده اند و به آموزه های پیامبر عمل کردند. لطفا شما هم در این کار سهیم باشید. در اولین پست وبلاگ (پست ویژه) پیامی برای آن بی رحم ها بنویسید و به مردم فلسطین بگویید که شما تنها نیستید.
    http://payandeiran.blog.ir

    یا علی
    چقد اسم دارین شما حاج آقا :)
    پاسخ:
    :) 
  • ساجد مهدوی
  • سلام علیکم
    محضر استاد صدری عزیز
    اصفهان کلاس ندارید امسال؟
    کلاسهای تدبر در قرآن واقعا صفای دیگری داشت. ان شاء بهره بیشتری ببریم از کلام خدا البته با راهنمایی های شما.
    با تشکر و آرزوی توفیق روز افزون
    پاسخ:
    و علیکم السلام
    دهه‌ی صفر رو انشاء الله دولت آبادِ اصفهان هستم به مدت دو هفته
    البته بجز سه شنبه‌ها که تهرانم و چهارشنبه‌ها که قـــم کلاس دارم

    آدرس دولت آباد رو هم بلدید؟ مجموعه‌ی امام رضا که زیر مجموعه‌ی آیت الله داوری هست.
    دعا بفرمائید همه‌مون زیرِ سایه‌ی قرآن باشیم
    تشکر از شما حاج آقای عزیز بابت این پست مفید و تشکر از آقای راوندی که بقول شما بانی این نوشتار هستن :) :)
    مشتاقیم ادامه بحثا رو هم بخونیم
    شما سید هستید برای ما هم دعا کنید لطفا
    پاسخ:
    ممنون...
    ما هم مشتاقیم به نوشتنِ ادامه‌ش...
    چشم؛ شمام دعام کنید
  • خراب اربعین
  • تنگِ غروب...
    اربعین...
    بین الحرمین..
    ببینمتون..

    جانم فدای حسین
    پاسخ:
    یعنی می‌شود امسال؟!
    نه...
    نه...
    منِ آلوده کجا، سفرِ کرب و بلا کجا؟!
    با افتخار دنبال شدید.
    پاسخ:
    ممنون که پی‌گیر هستید
    من تازه به سرویسِ وبلاگ‌نویسیِ بیان بطور جدی ملحق شدم و خیلی بازدید نداره مطالبم.
    دعا بفرمائید
    بازدید کننده ها میان ان شاء الله ...
    منم اینجا دوستای خیلی خوبی دارم میتونید به اونا سربزنید ...
    پاسخ:
    فعلا دارم امکاناتِ این سرویس وبلاگ‌نویسی رو بالا پائینش می‌کنم و هنوز کاملا مسلط نشدم بهش... :) 
    سلام آقا سید
    چرا وبلاگتون در پارسی بلاگ و پارسی یار رو حذف کردید ؟!
    البته صلاح مملکت خویش خسروان دانند ...
    بنده خودمم سابقه دار هستم در خراب کردن وبلاگ ...
    اینه دیگه یکی میاد یکی میره یه روزم میاد همه میرن
    تو می مونی و خدای خودت
    به هر حال هر جا هستید موفق باشید
    اینجا هم وبتون جالبته
    یا حق
    پاسخ:
    و علیکم السلام
    خوبید شما بزرگوار؟

    علیرغمِ ارادتی که به اعضا و مدیریتِ پارسی دارم، اما از پیغام پسغام‌های همراه با تهمت و افترای خصوصی و عمومیِ برخی کاربران، دستم اومد که حضورم توی پارسی برای غالبِ کاربرا آزار دهنده‌س.
    این شد که به پیشنهاد یک خیرخواه، بدون سر و صدا و حاشیه عزمم رو جزم کردم برای مهاجرت از روستای پارسی.

    چطور پیدا کردید این وبمو؟ یهوئی حذف کردم کاربریِ پارسی‌مو تا کسی نفهمه :)

    ممنون از حضورتون و نظرتون
    سلام مجدد
    نشنیدید زنها ریز بین هستند ؟
    اول دیدم نظری که شما در فیدهای من گذاشتید حذف شده ، بعد وبلاگتون رو باز کردم دیدم حذف شده
    بعد از اونجایی که حدس می زدم در جاهای دیگه ای از این فضای مجازی فعالیت داشته باشید یه سرچ کوچولو در گوگل و بالاخره همشهری آذری مون رو پیدا کردم دیگه
    من زیاد برای کسی کامنت نمیذارم یعنی وقتش رو هم ندارم اما از مطالبشون گاهی بی سر و صدا استفاده می کنم
    فکر می کنم این مشکلاتی که برای شما پیش اومد به خاطر اینه که شما با بعضی ها در افتادید
    یه سری نخاله که همیشه همه جا هستند که کاش اونها مهاجرت می کردند به جای شما
    موفق باشید
    یاحق
    پاسخ:
    و علیکم السلام
    ئه؟ اسمِ من توی گوکل هس؟! :) چه جالب!

    من اما به کسائی که مطالبمو می‌خونن سر می‌زنم و لینکشون می‌کنم

    بازم ممنون از شما و ملتمس دعا
  • قرآن و عترت
  • سلام استاد
    با توجه به این‌که ادعای شما در تدبر اینه که همه سوره ها بنوعی انسجام درونی بین آیه هاش هست و خدا شلخته و پراکنده حرف نمیزنه لطفا بفرمائید آیه اکمال دین که ذیل آیات گوشتهای حرام اومده چطور به ولایت امیرالمومنین دلالت میکنه؟
    اگر واقعا بخوایم به آیات قبل و بعدی نگاه کنیم انصافا نظر اهل سنت خیلی مناسبتر بنظر میرسه. ممنون که توضیح میدید
    خدا شما و همه عزیزان مؤسسه تدبر در قرآن را مورد حمایت خاصه خود قرار دهد
    یا علی
    پاسخ:
    و علیکم السلام
    در سوره‌ی های متعدد عملا ثابت شد که آیاتِ درونیِ سوره، دارای انسجام و پیوستگی است
    اگر پیوستگی، خصیصه‌ی کلامِ حکیم باشد، این قاعده در مورد سوره‌ی مائده هم قابل تطبیق است
    اما چون هنوز روی سوره‌ی مائده کار نکردم پس باید منتظر باشید :)
    ممنون از شما بزرگوار
    سلام عرض شد آقا سید صدری 
    میدونستم که بر تعهد خود پایبند هستید و علاقه مندان به ترجمه کامل نماز را بی بهره نمیگذارید . امروز دیدم در فیدی که محدثه خانم خبر از حذف وبلاگ شما نشر داده بود مظلوم مقتدر این آدرس را برای علاقه مندان مطالب شما مرقوم فرموده بودند . 
     بنده هم که مشتاق تر از همه سراسیمه آمدم . 
    خیلی خوشحال شدم از دیدار مجدد حضرت عالی و همچون سابق پیگیر خواهم بود .
    پاسخ:
    و علیکم السلام

    بلطف خدا و بواسطه‌ی دعای شما خوبان، مصمم‌تر از قبل سرِ قولمون هستیم :)

    به بعضی از آشنایان پارسی هم سپرده بودم که اگر کسی سراغ مطالبِ ما رو گرفت، آدرسِ اینجا رو بدن بهشون.

    سلام‌رسانِ ما محضر بزرگواران پارسی مخصوصا نام‌بردگانِ کامنتتون که لطف دارن به حقیر، باشید.

    ملتمس دعا

    سلام خدا قوت حاج آقا. یکی میگفت آقای خامنه ی گفته توی قنوت میشه فراسی دعا خوند. من میخام بودونم درستته که اینطوریه؟یعنی اگه فارسی بخونم قسمت قنوتوو باطل نمیشه نمازام؟ ممنون که چوابمو میدید
    پاسخ:
    و علیکم السلام
    بله درست گفتن بهتون

    خوشمان آمد حاج آقا

    هم از خودتان
    هم از وبتان
    هم از مطالبتان

    و دیگر هیچ...
    پاسخ:
    چه خوب که مورد پسند واقع شد
    دعا کنید موردِ پسندِ خدا نیز باشد

    و دعا کنید همتی داشته باشیم برای نوشتنِ ادامه‌ی این پُست
    ممنونم حاج اقا لطف کردید. پس میتونیم فارسی هم بخونم دعای قنوتوو
    خدا خیرتون بوده
  • قرآن و عترت
  • سلام بر استاد عزیز
    تسلیت میگم شهادت امام حسن عسکری علیه السلامو
    تبریک میگم شب شروع امامت حضرت صاحب ارواحنا فداه رو

    بابت بحثای دقیقی که از سوره ی حمد ارائه کردید سپاسگزارم. خدا خیرتون بده. مخصوصا جمعبندی هاتون از آیات دوم و سوم خیییییلی خوب بود

    البته من نمیدونم مخاطب این نوشتار قراره چه کسانی باشن؟ مثلا طلبه ها هستن یا دانشجوها یا مثلا مردم عادی کوچه بازار. اما فکر میکنم اگه مخاطبتون طلبه ها نباشن این دو تیکه آخرشو سخت بود. البته شاید سطح فهم من پائین بوددددددد ؛-)
    ما رو هم دعا کنید گرانقدر

    یه چیز دیگه اینکه خیلی دیر به دیر مطالب گذاشته میشه. اینطوری گسسته میشه رشته فهم ما خب.
    یا مهدی عجل علی ظهورک
    پاسخ:
    و علیکم السلام
    عرض تسلیت و تبریکِ متقابل
    شما که فرمودید، دیگه مطمئن شدم ادبیاتِ سه جمع‌بندیِ اخیر، حوزی شد کمی!
    امروز، چون حوزه بمناسبتِ شهادت امام عسکری علیه السلام تعطیل بود بخاطر همین مجالی شد برای نوشتن. پس دعا گوی حضرت عسکری باشیم که توفیق نوشتن حاصل شد.
    دعای صاحب زمان بدرقه‌ی راهتون
    سلام علیکم
    عالی بود
    ادامه دهید ان شاءالله
    تیترتون منو یاد سخنرانی حاج آقا پناهیان انداخت 
    التماس دعا
    پاسخ:
    و علیکم السلام
    بله تیترش رو از آقای پناهیان الهام گرفتم
    ممنون و محتاجیم به دعا

    سلام
    طبق بعضی از قرائت‌ها توی سوره حمد بعضیا ملک میخونن و بعضیا مالک. کدومش درست هست؟
    ممنونم حاج آقا صدری
    پاسخ:
    و علیکم السلام
    همان‌طور که ذیلِ معنای "مالک" بیان شد، دو واژه‌ی "ملک" و "مالک" با یکدیگر تفاوتِ دقیقی دارند و لو هر دو از یک ماده‌اند
    اما در موردِ درست‌تر بودن...
    بیشتر فقها خواندن یکی از قرائت‌های هفت‌گانه را در نماز جایز می‌دانند لذا قرائتِ "مالک" و "ملک" هر دو مجاز است در سوره‌ی حمد. البته برخی از فقها احتیاط کرده و گفته‌اند باید "مالک یوم الدین" خوانده شود.
    خیلی لطف کردی
    از توضیحات خوبتون و از مطلب خوبتون تشکر
    ما از این مطلب شما خیلی استفاده میکنیم
    خدا بعتون طول عمر با عزت بده
    ما رودعا کنید
    پاسخ:
    ممنون از دعای خیرتون بزرگوار :)
     سلام و ادب
    چه جالب!
    شما تدبر در قرآن تدریس میکنید؟
    اینجا هر چی میگفتم کلاس تدبر،همه یه جوری نیگام میکردن انگار یک کلمه خارجی گفتم.
    میپرسیدن همون تفسیر رو میگی؟
    من چند جلسه ای از این کلاس رو رفتم و بعدش دیگه اون اتفاقات برام پیش اومد و برگشتم شهرمون و اینجا هم که نبود.
    این پست تون هم بسیار جذاب هست.
    اجازه هست ازش در محل کارم و همین طور بین دوستان استفاده کنم؟



    پاسخ:
    و علیکم السلام
    تازگی‌ها کلاس‌های متعددی با اسمِ "تدبر در قرآن" دارن فعالیت می‌کنن در سطحِ کشور. اما از لحاظ مبانی و روش کار تفاوت‌ها و تعارض‌های زیادی باهم دارن. من به مرتبطینم تأکید می‌کنم و لو در حدِ چشیدن، با تدبر آشنا بشن. مشکلاتِ زندگی و مشغولیت‌های امروزی نباید مانعِ ارتباط با قرآن بشه.
    می‌تونید نشر بدید این پست رو در بین دوستانتون. فقط دقت داشته باشید که این پست هنوز تکمیل نشده و به مرور بروز رسانی می‌شه.
    بله متوجه شدم که به روز میشه.
    چشم.حواسم هست.
    استاد بنده،استاد الهی بودند.
    کلاسها هم زیر نظر آستان قدس رضوی برگزار میشد که متاسفانه فقط چند جلسه تونستم برم.
    پاسخ:
    خدا حفظ کنه آیت الله الهی زاده رو که سفره‌ی تدبر در قرآن رو به روی ما باز کردن
    سلام علیکم
    شما که زحمت کشیدید و این مطلبِ پر بار رو منتشر کردید اما ای کاش صبر میکردیدتا انتهاشو میرسیدید و بعد یهویی منتشر میکردید. اینطوری هم مخاطباتون انقدرمعطل نمیشدن و هم مطالبو یکپارچه و منسجمتر میفهمیدیم.
    با تشکر از زحمات شما طلاب گرامی
    پاسخ:
    و علیکم السلام
    با این‌که انتقاداتِ شما رو کاملا قبول دارم اما به دو دلیل این شیوه رو برگزیدم:
    1. اقتدا به حدیثِ "زکات العلم نشره". در اختیار دیگران دادنِ دریافت‌های علمی باعث می‌شه برکتِ علمم زیادتر بشه و با افزایش رزقِ علمی‌ ادامه‌ی این متن، پربارتر می‌شه انشاء الله.
    2. اگه به خودم باشه تنبلی می‌کنم و عقب می‌ندازم نوشتن این پروژه رو. اما وقتی می‌بینم بزرگوارانی مثلِ شما پی‌گیر بحث هستن، اشتیاقم بیشتر می‌شه برای نوشتنِ ادامه‌ش. :)
    با تشکر از حسانِ عزیز
    ممنونم از ابتکارتون حاج آقا
    برای من که مربی و معلم هستم این متن قابل فهم و مفیده و دستتون درد نکنه که دارید ادامه میدیدش. اما بعنوان سی که با دانش آمزان ارتباط دارم بنظرم جا داره یه طرح دیگه ای مطابق با روحیات دختران دبیرستانی مثلا نوشته بشه و به شکل کتاب جذاب یا مثلا کتاب پاورپوینتی یا حتی من میگم مجله صوتی در بیاد. مثلا بعضی از جااهای متنتون خیلی ادبی بود و آدم حس میگرفت برخلاف جاهائی که علمی نوشته بودید. شاید این یه سبک جدید باشه که متن ادبی و علمی باهم ممزوج بشه اما بنظرم برای مخاطبانی که به بحثای علمی مسلط نیستن باید صرفا ادبی بنویسید. مثلا یه دبیرستانی خیلی صیغه مبالغه و صفت مشبهه رو نمیگیره و همین باعث میشه به خوندن ادامه نده.
    خدا خیرتون بده
    پاسخ:
    قبول دارم که این متن برای مخاطب دانش آموز خیلی مناسب نیست و برای مخاطب مزبور باید از بیان دیگه‌ای استفاده کرد.

    ممنون از پیشنهادات بسیار ارزشمندتون :)
    سلام استاد صدری بزرگوار 
    عجب وبلاگتان قشنگ شده ! با آن قالبی که قبلن دیده بودم زمین تا آسمان فرق کرده  
    پیداست مهارتهای لازم رو برای استفاده از این وبلاگ بخوبی آموختید 
    بهر حال این برنامه ها و امکانات جدیدی که راه اندازی شده تا حدود زیادی سایتها رو از رونق انداخته 
    وقتی یک مطلب مثلن در اینستاگرام سیصد تا لایک میخوره دیگه کسی بدنبال هفت هشت تا لایک تکراری نیست و جذابیتهای اونه کشش بیشتری داره 
    اینو نوشتم تا بگم که توی پارسی هم زیاد خبری نیست و امروز دیدم یک مطلب توی صفحه نخست عمومی نزدیک دو ساعت متوقف شده بود 
    اما شما سعی کنید مطالب ترجمه نماز رو هر چه زودتر کامل کنید چون تاخیر در این امر مهم علاقه مندان رو دلسرد میکنه 
    یادتان باشد که این نوشته ها ماندگار است و ممکن است که روزی نوادگان ما خوانندگان آن باشند .
    شما را به خداوند بزرگ میسپارم تا دیدار بعد بدرود ...
    پاسخ:
    و علیکم السلام
    خیر مقدم جناب راوندیِ عزیز : )
    امشب قبلِ نمازِ صبح در عالَم رؤیا پارسی بلاگی‌ها رو دیدم که حاضر در یک همایش بودن. احتمالا الآن با حضورِ شما تعبیر شد خواب من! =)
    نه تنها پارسی که بسیاری از شبکه‌های اجتماعی خلوت شدن. یکی از دلایلش اینه که اپلیکیشن‌های موبایلی جایگزین شدن.
    در مورد تعداد بازدیدِ وبلاگ؛ اگر مرتب بنویسید، جذاب بنویسید و منطقی، نه تنها بازدیدکننده‌های وبلاگ می‌ره بالا که مطالبتون توی شبکه‌های اجتماعی و مسنجرای موبایلی و حتی سایتهای معتبر بازنشر می‌شه.

    در موردِ مطلبِ "نماز خوب"، متنی که توی پارسی نوشته بودم، اولا محتواش ناقص بود و ثانیا مدلِ نوشتاریش مقاله‌ای نبود. لذا توی ویرایش جدید که تا واژه‌ی "مالک" رسیدم، هم محتوای اضافه‌تری رو توی فقرات اضافه کردم و هم قالبِ نوشتاری‌شو مقاله‌ای تر کردم. این موضوع خیلی ازم وقت گرفت و تا سرِ "ایاک نعبد" رسیدم فعلا. توصیه می‌کنم نسخه‌ی بروز رسانی شده رو از ابتدا مطالعه کنید بزرگوار

    دعا کنید گذشته از مجال واسع، توفیقی شود برای نوشن : )
    ممنون از شما که این سفره رو برای ما پهن کردید
    ملتمس دعا
    سلام استاد وبلاگتون خیلی زیباست.  ممنون از مطالب جامع و کاملتون. واقعا تحت تأثیر قرارگرفتم نسبت به تفاسیرتون راجب نماز. 
    پاسخ:
    و علیکم السلام
    نظر لطفتون هست بزرگوار :)
    انشاء الله رویِ نویسنده‌ش هم تأثیر بزاره
    دعا کنید مجال و حوصله‌ای پیدا بشه بریا نوشتنِ ادامه‌ش :(
    با تشکر
    سلام استاد
    بقیه ش؟
    خیلی وقته که من و دوستانم منتظر بقیه ش هستیم.
    اگه میشه لطف کنید و بقیه مطلب رو بنویسید.

    پاسخ:
    و علیکم السلام
    چشم مینویسم انشاء الله

    فعلا تب و تاب انتخابات هست و با گُلی که تهرانی‌های عزیز کاشتن از دل و دماغ افتادیم!
    دعا کنید ختم به خیر شود
    سلام جناب صدری ، منو به یاد دارین؟
    یهویی کجا رفتین وسط آموزش مفهوم نماز؟ کلا پارسی رو ترک کردین؟...بعد مدتی که پارسی رفتم  دنبال اون فید نماز گشتم نبود از فیدهای آقای راوندی پیداتون کردم ،یه پیشنهاد دارم : اگر یه کانال تلگرام بسازین مختص مفاهیم نماز وبعد خورد خورد نشر بدین بازدیدکننده های مطالب بیشتر میشه و بقیه بهتر استفاده میکنن ... با این موبایلها تنبل شدیم سخته پای سیستم بشینیم
    پاسخ:
    و علیکم السلام
    بله دقیقا یادمه شما رو :)
    خوبید شما؟

    بخاطر برخی مسائل که گفتش خیلی خوب نیس، پارسی رو مدت‌هاست دلیت اکانت کردم
    البته بخاطر پُست نماز شرمنده‌ی بچه‌های پارسی شدم

    دعا کنید آشفته‌بازار برنامه‌های متعددم سر و سامانی بگیره تا مجالی بشه برای نوشتنِ پست حاضر

    در موردِ کانال نماز، تأملی بکنم و جواب می‌دم بهتون. البته یادآوری کنید بهم.
    راستی کانالی که در انتهای این پست معرفی کردم، نیز قابل استفاده هست مخصوصا برای شما خانم‌ها: [کلیک کنید]

    ممنون از شما
    دعا کنید برای ما
    سلام
    پس شما هم کلی حرص خوردید.
    من که این مدت از بس حرف زدم و توضیح دادم صدام گرفته و در نمیاد.
    چه قدر هم حرص خوردم.
    ولی توکل به خدا دیگه.
    نتیجه همونه که اکثریت بخوان.
    احتمالا یواش یواش خیلی چیزا رو خواهد شد و خیلی چیزا رو همین اکثریت خواهند دانست.
    امیدوارم همه چیز ختم به خیر بشه.

    پاسخ:
    و علیکم السلام
    تاریخ انتخابات نشون می‌ده که آسیاب به نوبت می‌چرخه؛ برخی از منتخبانِ امروز، همان کسانی هستند که در دوره‌های قبلی رأیشان به حد نصابِ کافی نرسیده بود. اساسا خاصیتِ یک نظامِ دموکراتیک و مردم‌سالار این است که گاهی آن‌ها باشند و گاهی ما. با این‌که در نگاهِ کلانِ کشوری، طیفِ مخالفِ اصلاحات پلید و اعتدالِ تسامح‌کار برنده‌ی انتخابات هستند اما در مورد تهران بیشتر، از این ناراحت شدیم که چرا با وجودِ اعلام موضع انگلیس و گرای شفافِ رهبری، بازهم مردم اشتباه کردند؟! چرا باید زبانِ انگلیس خائن را بر علیه نظام اسلامی و رهبریِ دینی دراز کنند؟ و الا هر اتفاقی هم که بیفتد مصباح، همواره مصباح است حتی اگر مردم قدرش را ندانند... .

    ممنون از شما طلبه‌ی پرستار :)
    ممنونم خوبم، حتما اینجا راحت ترین
    ان شاالله به همه ی برنامه هاتون میرسین و این پست هم تموم میکنید ،
    اما در مورد کانال نماز میشه از دیگران کمک بگیرین که خیلی هم وقت شما رو نگیره
    امروز عضو کانال تدبر در سوره نور شدم ،خیلی خوبه 
    ممنون از پیشنهاد خوبتون

    پاسخ:
    شما خودتون می‌تونید مدیریتِ کانال نماز رو بعهده بگیرید؟
    کانال رو بزنید و مثلِ سوره‌ی نور، کم کم مخاطباش میان.

    محتوا، از من و جذاب‌سازیش با شما.
    این‌طوری چون شما همه‌ش بهم فشار میارید، ناچار می‌شم مطالب رو زود بزود آماده کنم و یه جورائی الزام‌آور می‌شه برام :)
    ضمن این‌که چون بناست مخاطبش عموم مردم باشن، نیاز هست که برخی از مطالبِ برجسته‌رو یا خلاصه‌شو به شکل عکس‌نوشته در بیاریم و من چون خیلی وارد نیستم تویِ این زمینه از دست من بر نمی‌آد؛ توی این زمینه اگه دوستی هم دارید میشه روی کمکشون حساب کنید.
    اگه اعلام موافقت بکنید، از هفته‌ی بعد شنبه میتونیم کلنگ این کار رو بزنیم.
    شاید اینکار برای من و شما و دوستاتون بهره‌ی مادی نداره اما خوب میدونید که تلاش در جهت ترویج نماز، ذخیره‌ی قبر و قیامت ماست.

    بقول قرآن هر کسی که در زمین استقرار و مکانتی یافت باید نماز را ترویج دهد: الذین إن مکناهم فی الأرضِ أقاموا الصلاة.
  • انصار المهدی
  • هوااااار هوار تالایک حاج آقا واقعا دستمریضاد.یکی از بهترین وتأثیرگذارترین مطالبی که درمورد نماز خوندم همین بود.جز دعا کاری برنمیادازم. خداخیر دنیا و آخرت بده به شم.
    نظرات مخاطبین رو که خوندم حیفم اومد نظر نداده برم
    ماهم منتظر ادامه هستیم
    پاسخ:
    انقدام لایق تقدیر و توصیف نبودا
    اگه بی احترامی نمی‌شد، شاید نظرتون رو منتشر نمیکردم بنا بر دلایلی :)

    دعا کنید برای ما
    سلام بر شما
    لطفاادامه این پستو بزارید لطفا
    امیدوارم از انتقادم ناراحت نشید
    ببخشیدا یا کاریو شروع نکنیم یا وقتی شروع میکنید تا تهش جلو برید حاج آقا. من الآن شاید بیش از ده بار شایدم بیشتر به وبلاگ شما سر زدم اما مبینم یه ماه هست که این پست رو بروزش نکردید.داشتم نظرات رو میخوندم وقی اینهمه آدم منتظر هست واقعا درسته شما تاخیر میندازید؟ ببخشید که اینطوری حرف زدم اما وقتی مخاطبان تشنه هستن شما بعنوان طلبه باید درخاستشونو اجابت کنی
    پاسخ:
    و علیکم السلام

    چقدر عصبانی؟ :) :) :)
    حق با شماست. چشممممم

    عمیقا به نکته‌ای که فرمودید باورمندم. ماها خیلی کارا رو شروع می‌کنیم و قبل از این‌که اونو به فرجام برسونیم، می‌پریم به شاخه‌ی دیگه. بعدِ چند سال هم می‌بینیم کلی کارِ تلمبار شده و ناتمام داریم. چه قدر بجا گفتن بزرگان که: "الإکرام بالإتمام"
    ممنونن از شما
    فکر خوبیه، موافقم اما من تا حالا ازین کارا نکردم وبه کمک نیاز دارم اجازه بدین با چند تا از دوستان که فعال هستن و تجربه دارن مشورت کنم چند روز دیگه بهتون خبر میدم
    تو این ایام کار خانوما خیلی زیاده کلنگ زنی کانال رو عقب بندازیم ... اگر کسی درباره مطالب سوال داشت  شما چطور میخواین پاسخگو باشین ؟میشه چند نفر مدیر کانال باشن؟
    پاسخ:
    چه خوب که برای کارِ خیر "نه" نمیارید :)

    - کانال تلگرام، قابلیتِ داشتنِ چند مدیر و ادمین رو داره.
    - دوستاتون هم می‌تونن جزء مدیرانِ کانال باشن و یاری‌گرِ شما در مدیریتِ کانال
    ـ در موردِ پاسخ به سؤالات، اگه دقت کرده باشید، من با گذاشتن آی دیِ خودم، یه مجرای ارتباطی ایجاد کردم تویِ سوره‌ی نور. همین کار رو میشه تویِ کانال نماز هم انجام داد. حالا شما بعد از تأمل، جوابِ مثبت رو بدید و همراهیِ دوستاتون رو هم جلب کنید؛ بعدش در موردِ جزئیاتِ کانال می‌شه نظرات همه رو جمع‌بندی کرد و به یه مدلِ خوبی رسید انشاء الله... .


    با توکل به خدا کانال  مفهوم نماز روساختم @mafhomnamaz

    متاسفانه دوستانم فرصت کمک کردن رو ندارن اما تلاش میکنم که توجهشون رو جلب کنم
    به هر حال برای اولین باره که کانال ساختم  و نیاز به مشورت وراهنمایی شما وسایر دوستان دارم
     




    پاسخ:
    و إذا عزمتَ فتوکل علی الله... آل عمران/159


    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی