سیدمحمدمهدی صدری‌

وب‌سایت شخصی

سیدمحمدمهدی صدری‌

وب‌سایت شخصی

سیدمحمدمهدی صدری‌

» هـویــت: سیدمحمدمهدی صدری‌شال
» ولــــادت: 12/مرداد/1362
» شهادت: پا رکابِ آقا انشاء الله
» شریعت: اسلام / شیعه‌ی اثناعشری

» مـلیـــت: ایران
» سکونت: تهران
» تحصیلات: اشتغال به تحصیل سطحِ سه
» سِـمَت: محصّل/مُدرس/محقق/مُبلّغ/مشاور

» دور گفـت: 09192959470
» پــُـســـت: SadriSmm [جیمیل]
» تلگرام چت: SmmSadri@

محبوب ترین مطالب
آخرین نظرات

فقر در ایران

جمعه, ۲۴ بهمن ۱۳۹۳، ۱۱:۴۱ ق.ظ

عمیقا باورمندم که سطح عمومی معیشت ایرانیان تا مرز رفاه، ارتقاء پیدا کرده است. شاید چشمان شما نیز با واقعیت‌های زیر در تماس باشد:
- سُفره‌ها نسبت به گذشته پُر رنگ و لعاب‌تر و اغلب خانه‌ها مملو از تجملات شده است. بین اطرافیان دور و نزدیکمان، تقریبا محتاج نان شب به چشم نمی‌آید.
- لباس‌ها سر سال نرسیده و قبل از فرسودگی به بهانه‌ی دِمُدگی، اوراق می‌شوند و با این حال، گنجه‌ها پر است از انبوه لباس! تشابه سر و وضع ظاهری مردم، تقریبا تشخیص دارا و ندار را ناممکن کرده است.
- ترافیک روز افزون شهرها، حکایت‌گر افزایش توان مردم برای خرید خودرو است؛ تا آن‌جا که گاهی حتی در پائین‌شهر به تعداد خانوار‌های یک کوچه، خودرو شخصی در مقابل درب هر خانه پارک شده است! با وجود گرانی بهای خودرو، امروز کمتر خانواده‌ای یافت می‌شود که بخواهد، اما نتواند اتومبیل شخصی داشته باشد.
- بازارها پر از خریدار است و دَخل تجارت‌پیشه‌گان، لب‌ریز. اما باز هم گفته می‌شود ایرانیان، مردمی فقیر هستند!!
- افزایش آمار مسافرت‌های فصلی، ازدحام جاده‌های برون‌شهری در مناسبت‌ها و بطور کلی هزینه‌هائی که غالب ایرانیان صرف تفرّج و تفریح می‌کنند حکایت‌گر بهبودی نسبی رفاه عمومی است.
- کسانی که با ریخت‌ و پاش‌های میهمانی، تشریفات، تجملات، اسراف و تبذیرهای ایرانیان آشنا نیستند، کافی است شبانه کیسه زباله‌های یکی از محله‌های پائین‌شهر را وارسی کنند. دور ریز لوازم خانه و پسماندهای خوراک و پوشاک، شاهد روشنی است بر این‌که "مردم ایران، غالبا فقیر نیستند".
- و... .
اما سؤال اساسی این است که چرا با وجود تحصیل رفاه نسبی، هنوز شاهد نارضایتی عموم مردم از وضعیت معیشتی هستیم؟ درست است که مشکلاتی چون تورم، بیکاری، رانت، نوسان و... هنوز بطور کامل از جامعه‌ی اسلامی ریشه‌کن نشده است، اما آیا واقعا بافت عمومی ایران، دچار فقر مالی است؟ حقیقت آن است که غالب ایرانیان از "توهم فقر" رنج می‌برند تا خود فقر. واقعیت‌هائی که در طلیعه‌ی بحث مطرح شد، تنها در این چارچوب مفهوم می‌یابد: "کسی که چشمش سیر نباشد، گنج قارون نیز او را غنی نمی‌کند".
1. خط فقر
خط فقر، یک مفهوم نسبی است که در ملیت‌ها، فرهنگ‌ها و حتی آحاد مردم یک کشور تعریف خاص به خود را دارد. بنابراین روا نیست یک خط فقر عمومی برای جامعه تعیین شود. اساسا معین کردن "خط فقر" نوعی جنگ روانی بر علیه دهک پائین جامعه محسوب می‌شود. بخشی از سیگنال‌های "فقیرپنداری ایرانیان" از همین تلقین منفی سرچشمه می‌گیرد.
2. سبک زندگی
غالب ایرانیان، بیش از فقر، مشکل زیاده‌خواهی، تجملات، تشریفات و چشم و هم چشمی دارند. تا وقتی که این سبک جاهلانه اصلاح نشود، آب از آب تکان نمی‌خورد. آستانه‌ی زندگی آرمانی‌ای که برخی ایرانیان در ذهن خود ترسیم کرده‌اند و متأسفانه رسانه‌ی ملی مروّج آن است اولا دست‌نایافتنی است و ثانیا اگر هم دست‌یافتی باشد، مورد توصیه‌ی اسلام نیست. نبی مکرم اسلام می‌فرمایند: "مَنْ أَکَلَ مَا یشْتَهِی وَ لَبِسَ مَا یشْتَهِی وَ رَکِبَ مَا یشْتَهِی لَمْ ینْظُرِ اللَّهُ إِلَیهِ حَتَّى ینْزِعَ أَوْ یتْرُکَ". یعنی کسى که بخورد هر آن‌چه میلش می‌کشد و بپوشد آن‌چه دلش می‌خواهد و سوار شود هر مرکبی را که بخواهد و در یک کلام برده‌ی امیال و خواسته‌های خود باشد، خداوند نظر رحمت به او نفرماید. مگر این‌که روش خود را تغییر دهد و از این هوسرانی دست بردارد.
مقایسه‌ی ساده‌زیستی مسلمانانه با زندگی اشرافی‌گری، به نوعی توهم فقر را در اذهان مردم تداعی می‌کند. در این محور بجای تلاش برای ارتقاء سطح درآمد باید با تنظیم سطح توقع، غرولندهای حریصانه‌ به جذابیت‌های دنیا را مدیریت کرد و خود را به هنر ساده‌زیستی عادت داد. بجای تکرار قصه‌ی دروغین گرسنگی مردم، طرحی در اندازیم و چشم‌های حریص و طمع‌کار مردم را درمان کنیم. چون کسی که چشمش سیر نباشد گنج قارون نیز او را غنی نمی‌کند.
3. ولخرجی
فقیر کسی است که اصطلاحا دخل و خرجش باهم نخواند؛ اما گاهی دلیل ناهمخوانی دخل و خرج، به مرحله‌ی "خرج" بر می‌گردد. شما نیز احتمالا متموّلینی را بشناسید که با وجود ثروت فراوان، نغمه‌ی "فقر" سر می‌دهند!! چرا که برنامه‌ریزی اقتصادی ندارند تا با به صفر رساندن ولخرجی‌های متداول، با کمترین درآمدها بهترین زندگی را فراهم کنند. تا وقتی که نشتی‌های ولخرجی مسدود نشود، با در آمد‌های میلیاردی نیز رضایتمندی حاصل نمی‌شود.
4. دولت
دولت اسلامی طبق شاخص ساده‌زیستی، موظف به تأمین معاش حد وسطی مردم به شکل عادلانه است. اولویت تخصیص شغل نیز با "نان‌آور" هر خانه است. کسانی که طالب معیشتی فراتر از حد متوسط هستند، بجای پرمطالبگی و زیر سؤال بردن نظام یا باید سطح توقعاتشان از دولت را کاهش دهند و یا با تلاش مضاعف، از خودشان مایه بگذارند. نظام اسلامی در قبال ارضاء حس طمع‌ورزی افراد، پاسخ‌گو نیست.
5. دشمن
اکران زندگی رؤیائی معدودْ ثروتمندان اروپائی با هدف حمله به زهد اسلامی و ساده زیستی، طراحی شده است. این رسانه‌ها از یک سو مُرَوّج دنیاشیفتگی و تزریق غفلت از خدا به جامعه‌ی ایمانی و از سوی دیگر در صدد ارزشمند جلوه دادن "اشرافی‌گری"هستند. آنان در سایه‌ی این تبلیغات مسموم، اسلام و نظام اسلامی را مسئول عقب‌ماندگی اقتصادی مسلمانان معرفی می‌کنند. مسلمانانِ چشم‌ْبین نیز با مقایسه‌ی سطح زندگی خود و اشراف‌زادگان اروپائی احساس فقر و فلاکت می‌کنند. این در حالی است که ساکنان بسیاری از کشورهای اروپائی از شدت فقر، دست به خودکشی می‌زنند. رشد کاریکاتوری اقتصاد غرب و اروپا موجب تجمع ثروت در جیب اقلیت شده و بقیه‌ی مردم با فقر دست و پنجه نرم می‌کنند. پیشرفت این‌چنینی، مورد توصیه‌ی اسلام نیست.
محور دوم توطئه‌ی دشمن، استفاده از ابزار "تلقین" است. حنجره‌ی گوش‌خراش دشمن آن‌قدر از گرسنگی و فقر ایرانیان گفت که کم کم باورمان شد فقیریم!! خداوند در سوره‌ی بقره می‌فرماید: "الشَّیطانُ یعِدُکُمُ الْفَقْرَ". شیاطین و شیطان‌صفتان برای تضعیف دین و نظام دینی، همواره به مردم وعده‌ی فقر می‌دهند.
عجیب آن‌که برخی دوستان جاهل نیز با این نجواهای شیطانی همسو شده و آب به آسیاب دشمن می‌ریزند. طوری از نان مردم سخن می‌گویند که گویا ایرانیان، گدای نان‌اند. جالب آن‌که دین‌گریزیِ خیالیِ مردم را نیز ناشی از همین گرسنگی و فقر توهمی می‌پندارند!! غافل از آن‌که اتفاقا رنگ و بوی خدا و دین‌داری در طبقه‌ی کم‌درآمد، به مراتب بیشتر است. در طول تاریخ، همواره این مستضعفان و پابرهنگان بودند که پروانه‌وار گِرد شمع انبیاء طواف می‌کردند و برجسته‌ترین یاران خدا نیز در دامن همینان پرورش یافته‌اند. امروز هم رد پای مذهبی‌ترین شخصیت‌ها و اصیل‌ترین محافل دینی را باید از محله‌های پائین‌شهر و روستاها دنبال کرد. تاریخ، شهادت می‌دهد که بین رفاه‌طلبی و خداگرائی رابطه‌ی عکس وجود دارد. جفتک‌اندازی و طغیان در برابر خدای منّان آن‌گاه اوج می‌گیرد که شکم، سیر باشد و دنیا بر وفق مراد. لذا بزرگان دین در عین برخورداری، به قدر ضرورت از مظاهر دنیا استفاده می‌کردند. چون خوب می‌دانستند که حب دنیا، سرمنشأ همه‌ی گناهان است. ریشه‌ی گناه، دنیادوستی است که از قضا زمینه‌اش در بین مرفهین، فراهم‌تر است.
احادیثی نظیر "کَادَ الْفَقْرُ أَنْ یکُونَ کُفْرا" یا مربوط به "گرسنگی" است که در زمان ما تقریبا مصداق ندارد. و یا مربوط به "فقر ایمان" است که شامل ثروتمندان نیز می‌شود. شدت فشار جسمی ناشی از گرسنگی، گاهی آن‌چنان عنان صبر را از کف انسان می‌رُباید که زبان به اعتراض و کفر گوئی گشوده می‌شود. اما اگر انسان بُعد ایمانی خود را غنی کرده باشد خواه همچون سلیمان نبی علیه السلام در اوج دارامندی باشد و خواه چون ابوذر غفاری در حضیض نداری و گرسنگی، هیچ‌گاه از دین نمی‌گریزد. کسی که دینش با باز شدن درب بی‌پولی، از پنجره بیرون می‌خزد و با یک باد ارکان اعتقادی‌اش سست می‌شود اساسا دین‌دار نیست. آستانه‌ی بهره‌ی چنین شخصی از دین، همان الفاظ عربی و حرکات بی‌معنا است که نه اصلاح‌گر دنیا است و نه آبادگر آخرت. چنین دین‌داری‌ای چون به بازی کودکانه شبیه است همان بهتر که نباشد!!
اساسا نباید نام "دین‌دار" نهاد بر اشخاصی که اسیر هواپرستی هستند و با هدف بهره‌جوئی بیشتر از لذت‌های شیطانی، فقر مالی را "بهانه" قرار می‌دهند برای موجّه جلوه دادن دین‌فروشی‌شان. اینان کسانی هستند که با جمع بین خدا و خرما اولا در صدد بهره‌مندی حداکثری از لذت‌های شیطانی دنیا هستند و ثانیا می‌خواهند در آخرت دُم به تله ندهند. دین‌گریزی‌شان را به گردن این و آن می‌اندازند تا در آخرت به خیال خود عذری بتراشند در محضر خدا. غافل از آن‌که گریز از دین در هیچ‌یک از دو حالت دارائی و نداری موجّه نیست.
کسی که ایمانش غنی‌سازی شده فقر مالی او را دین‌گریز نمی‌کند. او نه تنها اندک بضاعت ناچیزش را در راه دین خدا صرف می‌کند که جان و آبرویش را نیز در طبق اخلاص قرار می‌دهد برای تقرب به خدا. کسی که به این سطح از مقاومت نرسیده، حق ندارد نام مسلمانی بر خود بنهد. بطور کلی کسانی که دغدغه‌ی دین مردم را دارند، دو دسته‌اند:‌
الف) دایه‌های مهربان‌تر از مادری که تلاش دارند دین مردم را لای پنبه نگه‌دارند و با مراقبت‌های ویژه، اصطکاک جامعه با فشارهائی نظیر فقر، گرسنگی، خشک‌سالی و جنگ را به حداقل برسانند. خروجی چنین تربیتی، کرور کرور جوانان نُنُر مسلک و لوس است که نه مَرد جنگند و نه ذره‌ای تاب سختی‌ دارند. طنازی و عشوه‌گری شغلشان، اتوی مو و خط ابرو تنها دغدغه‌شان، رندی در جهان اندیشه‌ها انتهای هنرشان و شِکوِه و شکایت، ورد لبانشان است.
ب) دسته‌ی دوم کسانی هستند که در عین کوشش برای کاهش سختی‌های اجتماعی، بدنه‌ی جامعه‌ی ایمانی را در برابر طوفان‌های سهم‌گین ایمان‌سوز مقاوم‌سازی کرده و آستانه‌ی تحمل اقشار جامعه را برای حفظ ایمان در شرایط بحرانی نظیر جنگ، خشک‌سالی، فقر، و گرسنگی احتمالی بالا می‌برند. محصول چنین تربیتی "ابوذر غفاری" است که باران شدید شبهات اعتقادی، گرسنگی، سختی جنگ و بالاخره فشار متراکم صحرای ربذه او را از پای در نمی‌آورد. اگر این مبنای تربیتی در جامعه‌ی ایمانی نهادینه شود، آحاد جامعه مصداق این جمله می‌شوند که: "المُؤمِنُ کَالْجَبَلِ الرّاسِخِ ل?اتُحَرِّکُهُ العَواصِفُ". یعنی مؤمن مانند کوه، استوار است و طوفان‌ها او را از جا نمی‌کَنَد. مگر فقر و فاغه‌ی صدر اسلام، توانست تازه‌مسلمانان مستمند شعب ابی‌طالب را از دین خدا گریزان کند؟ از قضا گریز ثروتمندان قبیله‌ی قریش از دعوت رسول خدا بمراتب بیشتر بود. حافظه‌ی تاریخی من بیاد ندارد که فقرا از دعوت انبیاء گریزان بوده باشند، اگر هم گریزی از سمت فقرا بوده ریشه در "جهل" و "استثمار" داشته. اما الی ماشاء الله اغنیائی را می‌شناسم که در طول تاریخ با انبیاء نه از روی جهل، که "عالمانه" و "عامدانه" مبارزه کرده‌اند. در زمان ما نیز ثروت، بیش از فقر مردم را به کفر، غفلت، شهوت، بی‌دینی، فحشا، بی‌مبالاتی و طغیان می‌کشاند.
6. مرفهین بی‌درد
البته که نباید از فقرای معدود اطرافمان غافل شویم اما ریشه‌کنی فقر، منحصرا به عهده‌ی دولت است مگر؟ مخاطب آموزه‌های مالی اسلام از قبیل خمس، زکات، انفاق، صدقه و... اشخاص هستند نه حکومت‌ها. در عصر حکومت حضرت صاحب الأمر علیه السلام، آن‌قدر مردم اهل انفاق، خمس و زکات هستند که فقیری پیدا نمی‌شود تا صدقه قبول کند. رسیدگی به وضع معیشت فقرا در درجه‌ی اول وظیفه‌ی مرفهین جامعه‌ی ایمانی است، نه نظام سیاسی. اگر در جامعه‌ی اسلامی حتی یک فقیر هم وجود داشته باشد، متهم ردیف اول رستاخیز، آن‌دسته از مرفهین بی‌دردی هستند که در دنیا برای فقرا اشک تمساح می‌ریختند در حالی سَرِ دراز رشته‌ی فقر، ریشه در ثروت‌اندوزی همینان داشت. اساسا جیب پُرِ قارونْ‌صفتان است که فقیر، پرورش می‌دهد، لذت ساده‌زیستی و زهد را از دل مسلمین بیرون می‌کند و آه را بر سر سفره‌ی مساکین میهمان می‌کند!
داد و بیدادهای گاه و بی‌گاه مرفهین بی‌درد بر سر دولت اسلامی به بهانه‌ی مشکلات فقرا، نه از باب دادخواهی و دلسوزی، که بمنظور ناکارآمد نشان دادن نظام اسلامی است. مرفهین بی‌درد در طول تاریخ همواره بهانه‌جوترین و غیرقابل اعتمادترین قشر جامعه بوده‌اند. توقعاتشان از نظام اسلامی فراتر از حد معقول است و روز مبادا در دفاع از کیان نظام اسلامی نه تنها از جان و مال مایه نمی‌گذارند که دردسرهای جبران‌ناپذیری را نیز به بار می‌آورند. این قشرِ پرتوقعِ بی‌خاصیت، اگر بجای عیاشی، ویلاسازی، برج‌سازی و ارتقاء مدل اتومبیل و موبایل به وجوهات شرعی مال خود پایبند بودند و دارائی خود را با فقرا تقسیم می‌کردند، همین اندک فقر موجود هم ریشه‌کن می‌شد.
در نظام اسلامی، ثروتمند یک بازی‌کن است نه تماشاگر. اگر واقعا در جامعه‌ی ما هنوز فقیر وجود دارد، استفاده از خودرو مدل بالا و آرمیدن در برج و ویلا با تفریحاتی در حد لالیگا چه معنی‌ای می‌تواند داشته باشد؟ تا وقتی که ریشه‌ی فقر بطور کامل خشکانده نشده، زیستن در سطحی بالاتر از حد متوسط جامعه چه توجیه معقول و مشروعی دارد؟ پرداختن به تجملات و افزایش املاک مهم‌تر است یا روشن کردن چراغ امید در دل چند مستمند؟ جاری شدن لبخند بر لبان کودک فقیر زیباتر است یا تفرّج در سواحل فلان کشور؟
ثروتمندانی مورد تکریم اسلام هستند که همچون خدیجه‌ی کبرا سلام الله علیها در حد توان دست بندگان خدا را بگیرند و اموال خدادادی‌شان را در مسیر پیشرفت دین خدا خرج کنند. مشکلات اقتصادی باید با کمک همین اغنیاء حل شود. دولت به تنهائی قادر به گشودن گرهی نخواهند بود. مگر علی مرتضی علیه السلام به تنهائی توانستند عدالت را برقرار کنند؟ پس منتظر روشن شدن روز نباشیم چرا که ما خود، روشن‌گران روز هستیم. طبق آیه‌ی بیست و پنج سوره‌ی حدید، اقامه‌ی قسط و عدالت از وظایف مــردم است: "لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْکِتابَ وَ الْمیزانَ لِیقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ". به تقسیم وظایفی که در این آیه مطرح شده است دقت کنید:
الف) وظیفه‌ی خدا: فرستادن رهبران الهی و انزال کتاب آسمانی.
ب) وظیفه‌ی رهبر: ابلاغ پیام خداوند به مردم و ارائه‌ی رهنمود: "فَإِنَّما عَلَیکَ الْبَلاغُ".
ج) وظیفه‌ی مردم: اقامه‌ی قسط و عدالت: "لِیقُومَ النَّـــــــاسُ بِالْقِسْطِ".
مطابق با ادبیات قرآنی، عامل بی‌عدالتی‌های جامعه، "مردم" هستند. حتی مگر مسئولین نظام، کسانی غیر از مردم هستند؟!! گیرنده و دهنده‌ی رشوه و بطور کلی کارگردان مفاسد گوناگون اقتصادی، همین مردمی هستند که لساناً به ارتشاء، ویژه‌خواری، رانت و... منتقدند. برخی از مردم ما در حالی به امثال اختلاس سه‌هزار میلیاردی معترضند که خودشان بخاطر نپرداختن وجوهات شرعی و اختلاس از حق الله مبدل به مفسدین طراز اول اقتصادی شده‌اند. این مردمند که با فراموشی حقوق مالی اسلام و با مال‌اندوزی و کم‌کاری در حق فقرا، ممکن است عدالت را لگدمال کنند.
انگیزه‌ای برای سیاسی کردن ماجرا ندارم اما چه کنم که خداوند در سوره‌ی منافقون می‌فرماید: "هُمُ الَّذِینَ یقُولُونَ لَا تُنفِقُواْ عَلىَ‏ مَنْ عِندَ رَسُولِ اللَّهِ حَتىَ‏ ینفَضُّواْ". یعنی گروهی از مرفهین بی‌درد برای فلج کردن نظام اسلامی می‌گویند: به مردمی که زیر پرچم اسلام هستند، انفاق نکنید تا از حول رهبر الهی پراکنده شوند. مافیای ثروت، مصداق بروزرسانی‌شده‌ی این آیه است. اینان از تحریم مایحتاج مردم گرفته تا تعطیلی کارخانه‌ها و ممانعت از کمک به فقرا بهره می‌گیرند برای زهره‌چشم گرفتن از دولتی که مبانی‌اش به اندیشه‌ی ولی فقیه نزدیک‌تر است. همه‌ی توطئه‌ها نیز با این هدف است که طرفداران نظام فقیه‌محور دچار فقر شوند، دست از انقلاب بردارند و طبقه‌ی عمومی مردم به لیدرهائی گرایش پیدا کنند که شکم را از دین مهم‌تر می‌دانند. تلاش استکبار و ایادی داخلیشان همیشه این بوده که فقر را توسعه دهند. لذا رهنمودهای قرآنی امام خامنه‌ای در چند سال اخیر، پیرامون جهاد اقتصادی، سرمایه‌ی ملی و حماسه‌ی اقتصادی است.
7. بی‌تدبیری فردی
گاهی فقرِ معدودْ فقرای جامعه، حاصل بی‌تدبیری و کاهلی خودشان است. اگر تحصیل درآمد، دشوار است چرا در همین جامعه افرادی یافت می‌شوند که در عین کم‌استعداد‌تر بودن، بدون رانت‌خواری و تنها با تکیه بر همت بلند خودشان معاش مطلوبی برای خود فراهم کرده‌اند؟ به دور از انصاف است که مشکلات خودساخته را نیز به گردن نظام اسلامی بیندازیم. بدبختی و خوشبختی در باغچه‌ای می‌روید که خود کاشته‌ایم. بنابراین همان‌طور که مدال‌آور موفقیت‌ها خودمانیم، سبب بوجود آمدن شکست‌ها نیز خودمان هستیم. برخی ایرانیان کودک دبستانی‌ای را می‌مانند که هنگام موفقیت می‌گویند: "خودم" بیست شدم و هنگام شکست با مقصر دانستن همه می‌گویند: نمره ندادند. من نمی‌دانم دقیقا چه زمانی این رویکرد کودکانه‌ی از دبستان بجای مانده، برچیده خواهد شد؟!
8. آمار فقر
ادعای "فقیر بودن همه‌ی مردم" در حالی است که هیچ آمار معتبری وجود ندارد که بیان‌گر تعداد فقیر - به معنای واقعی‌اش- باشد. وقتی می‌توان ادعا کرد فقر در ایران بیداد می‌کند که آمار جامعی از فقرا و اغنیاء کشور داشته باشیم. بدون چنین آماری، قضاوت، ناعادلانه و ابتر خواهد بود. تا سخن از فقر به میان می‌آید برخی همان معدودْ تکدی‌گران تکراری اماکن عمومی را مثال می‌زنند که خدا به میزان دارائی‌شان آگاه‌تر است! اما آیا معدود گدایان و کارتون‌خواب‌ها می‌تواند ما را به این‌نتیجه برساند که غالب مردم ایران فقیرند؟!! بد نیست نگاهی به اغنیای شمال‌شهر نیز بیندازیم و توجه داشته باشیم که اینان نیز در سایه‌ی همین نظام غنی شده‌اند.
---------------------------------------------
پ.ن1: کمی قبل‌تر توی تاکسی خانمی ازم در مورد انگشتری پرسید که صاحبش گم‌شده بود! بعد از شرح حکم مسئله، گفتم مرحله‌ی آخر این است که به فقیر، صدقه بدهیدش. راننده‌ی تاکسی که به مذاکره‌ی ما گوش می‌داد گفت: "حاج آقا من فقیرم". متبسمانه گفتم: برخی فقرا محتاج نان شبند و برخی دیگر، چون نان شبشان شیرمال نیست، فکر می‌کنند فقیرند! اگر شما از طائفه‌ی اول هستید انگشتر، مال شما.
پ.ن2: قابل توجه متموّلینی که شب‌ها از غصه‌ی گرسنگی فقرا، خواب ندارند و روزها با خودرو مدل بالا، جلو چشم خلق الله ویراژ می‌دهند!! کمی قبل‌تر موتور سوار ناشناسی به رسم برادری تا مسیری سوارم کرد. پیاده شدنی از باب مزاح گفتم: "خدا تبدیل به احسن کند مرکبتان را". حکیمانه پاسخ داد: "آن‌وقت آه فقرا را چه کنم؟ خدا به همه که داد آخر صف به ما هم بدهد". آری این منطق، بهتر است گویا!
پ.ن3: آهای شمائی که دائم از حقوق فقرا دم می‌زنی، در حالی که آئینه بغل ماشینت با جهیزیه‌ی دختر برابری می‌کنه! فکر می‌کنی با ده‌هزار تومن صدقه‌ی روزانه، که مثل دستمال کاغذی از جیب مبارک در می‌یاری می‌شه بهشت خدا رو خرید؟!! وجدانا تا حالا برای فقرا سفره پهن کردی؟ با چند تا مستحق از نزدیک ارتباط مستمر داری، بهشون سر می‌زنی و کمکشون می‌کنی؟
پ.ن4: تذکر به خودم: ساده‌زیستی وقتی هنر است که در عین برخورداری، اشرافی نباشی. اگر فردا زبانم لال دنیا به تو چشمک زد مبادا با هزار توجیه، ساده‌زیستی را فراموش کنی‌ها.
پ.ن5: هنوز جنگ فقر و غنا ادامه دارد، پس مبادا از فقرای اطرافمان غافل شویم: "وَ نُریدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ...".

  • سیدمحمدمهدی صدری‌شال

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی