سیدمحمدمهدی صدری‌

وب‌سایت شخصی

سیدمحمدمهدی صدری‌

وب‌سایت شخصی

سیدمحمدمهدی صدری‌

» هـویــــت: سیدمحمدمهدی صدری‌شال
» ولـــــــادت: 12/مرداد/1362
» شــهــادت: پا رکابِ آقا انشاء الله
» شریـعــت: اسلام / شیعه‌ی اثناعشری

» مـلـــیـــت: ایران
» سـکـونـت: تهران
» تحصیلـات: اشتغال به تحصیل سطحِ سه
» سِـمَــــت: محصّل/مُدرس/محقق/مُبلّغ/مشاور

» دور گفــت: 09192959470
» پــُـســـت: SadriSmm [جیمیل]

محبوب ترین مطالب
آخرین نظرات

من الغریب الی الحبیب (نجوا با امام رضا)

سه شنبه, ۲۱ بهمن ۱۳۹۳، ۰۲:۵۶ ب.ظ

یا ضامن آهو! من از مدینه ی قم عزم تو کرده ام؛ می شناسی مرا؛ همان گدای خانه زاد خواهرت معصومه ام. سال هاست به دیدن گنبد زرد معصومه ات اخت کرده ام. چه لطف ها و عنایت ها که از او دیده ام. دلخوشی ام دیدن گاه گاه نور سبز ضریحش است. ضریحی که نور می دهد قلب خسته ای را که کاهل می شود در عبادت، گاهی. 
رضا جان! در دل برو ترین خواهر دنیا از آن تو است. با آن اندک معرفتم یافتم این را. این بود که دخترم را به عشق خواهرت معصومه نامیدم؛ شاید این گونه خیالم راحت تر است؛ چون نام خواهرت دمادم بر زبانم و ذهنم جاری است. گاهی معصومه سادات با آن چادر سپیدش در کنار مادرش نماز می خواند؛ و من می گویم او فرشته است. قطره ای از اقیانوس عصمت و عفت خواهرت را در چشمان کودکانه اش می بینم. من از زبان جوادت او را "عمه جان" خطاب می کنم. عمه جان سنگ صبور درد هایم است؛ و از کودکی پای سخنم می نشست صبورانه؛ من می گویم و او فقط گوش می کند کلامم را. می شنود صدایم را. از اجابتهایش دریافته ام موج دلنشین صدایش را. 
اما وداع با معصومه ات عجیب دشوار می آید مرا. به راستی در حیرتم که چگونه وداع گفتی با چنین خواهر دوست داشتنی ای؟ چگونه بی او مدت ها ماندی در خراسان؟ من از مدینه ی قم آمده ام؛ از وقتی شنیده ام معصومه از زیارتت ناکام ماند، دلم نمی آید از سوی خود زیارت کنم تو را. دوست دارم همیشه زائری باشم که تو مرا نائب الزیاره از سوی خواهرت می دانی. این طور، هم بیشتر تحویلم می گیری و هم کام روا می شود خواهرت اندکی. 
از مدینه ی قم می آیم. از حرم می آیم و حرم، مقصد و مقصود است مرا. شها! من کجا و دیدن دلدار کجا؟ نیستم لایق دیدن رواق های حَرَمَت؛ اما سلام رسان خواهرت که هستم. حال چه می گویی اماما!؟ از سوی خواهر غریبت می آیم به سوی تو ای حبیب. ای حبیب خدا و ای محبوب من! اشک، مژگانم را غرق می کند، چشمانم را تار می کند وقتی می بینم گنبد و بارگاه خواهر تو را. خود بهتر می دانی چرا؟ نمی گویم که معصومه یادگار گمنامی مادری است در مدینه. نمی گویم مادرت، نه ضریحی، نه بارگاهی نه قبری و نه حتی زائری دارد. نمی گویم که تنها زائرش مردی است از ذریه ی زهرا که آرام و بی صدا با اشک، مرقدش را بارانی می کند. نمی گویم آن قبر که در مدینه شد گم پیدا شده در مدینه ی قم. نمی گویم که چه قدر شبیه زینب و حسین است ماجراتان. اگر تو نور عینی و فرزند حسینی، عشق معصومه به تو همچون عشق بازی زینب است با حسین. و من گاهی ناخود آگاه او را زینبِ امام رضا می خوانم. بگذار بگذرم و نگویم؛ چرا که معصومه ات تا قیامت پیش ما ماند و به خراسان نرسید تا اشک چشمت را پاک کند. 
امروز گفتم به رسم عرف، تفألی بزنم به دیوان حضرت امام رحمة الله علیه؛ به این حکمت رهنمون کرد مرا آن پیر جماران:
من پشّه ام از لطف تو طاووس شوم                     یک قطره ام از یـم تو قاموس شوم
گر لطـف کنی پـر بگـشایم چو ملــک                     آماده ی پابوس "شه طوس" شوم
حرم امام رضاحرم حضرت معصومه

  • سیدمحمدمهدی صدری‌شال

اشک

امام رضا

جواد

حسین

زینب

ضامن آهو

قم

معصومه

وداع

نظرات  (۲)

  • حمید خاکزادی
  • با سلام و درود به شما
    مطالبتون خیلی خوبه
    بنده مطالبتون رو دنبال میکنم خوشحال میشم شما هم مطالب وبلاگ بنده رو دنبال کنین
    پاسخ:
    سلام و سپاس از شما بزرگوار :)‌
    "گنبدت ضرب المثل های مرا تغییر داد
    هرکه بامش بیش،برفش نه،کبوتر بیشتر..."

    چشمانم باردیگر بارگاهت را زیارت کرد ..چه زیارتی بود:-)
    ولی..
    هنوز حتی یک نگاه هم گنبد زرد خواهرت را ندیده !
    چشمانم منتظر است..
    اگر میشود منه رو سیاه را بطلب :-(
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی