سیدمحمدمهدی صدری‌

وب‌سایت شخصی

سیدمحمدمهدی صدری‌

وب‌سایت شخصی

سیدمحمدمهدی صدری‌

» هـویــت: سیدمحمدمهدی صدری‌شال
» ولــــادت: 12/مرداد/1362
» شهادت: پا رکابِ آقا انشاء الله
» شریعت: اسلام / شیعه‌ی اثناعشری

» مـلیـــت: ایران
» سکونت: تهران
» تحصیلات: اشتغال به تحصیل سطحِ سه
» سِـمَت: محصّل/مُدرس/محقق/مُبلّغ/مشاور

» دور گفـت: 09192959470
» پــُـســـت: SadriSmm [جیمیل]
» تلگرام چت: SmmSadri@

آخرین نظرات

آیا امام حسن (ع) ۳۰۰ همسر داشتند؟

چهارشنبه, ۲۲ بهمن ۱۳۹۳، ۰۴:۲۶ ب.ظ

مقدمه
در طول تاریخ همواره شخصیت‌های برجسته و منحصر به فردی چون امام مجتبی علیه السلام، زیر بی رحمانه‌ترین هجمه‌های تبلیغاتی دشمنانشان قرار داشته‌اند. هنگامی که دشمنان به اهداف ضد استکباری آن بزرگواران پی می‌بردند و مطامع دنیوی خودشان را در معرض خطر می‌دیدند، این هجمه‌ها را دو چندان می‌کردند. به ویژه این‌که دشمنان می‌دانستند زر و زور در مورد این بزرگان کارآمد نیست. لذا با حربه‌ی تزویر و اشاعه‌ی تهمت‌ها به تخریب چهره‌ی واقعی آن حضرات می‌پرداختند. با توجه به این که امام حسن علیه السلام در منصب حاکمیت قرار داشت، حساسیت دشمنان نسبت به ایشان بیش از پیش بود و هجمه‌ها را مضاعف می‌کرد.

مِطلاق
"مِطلاق" اصطلاحا به کسی گفته می شود که کثیر الطلاق است. در کتب حدیثی و تاریخی شیعه چون محاسن برقی، اصول کافی و مناقب ابن شهر آشوب صراحتا آمده است که امام مجتبی علیه السلام مِطلاق است. به عنوان نمونه در اصول کافی به نقل از امام صادق علیه السلام آمده است: "حسن بن علی 50 زن را طلاق داد".[1] ظاهرا در کتب حدیث اهل سنت اثری از مطلاق بودن امام مجتبی دیده نمی‌شود؛ گرچه تاریخ نگاران اهل سنت چون غزالی و ابن کثیر در کتب خود، اصل موضوع کثیر الطلاق بودن امام مجتبی را نقل کرده‌اند. تا آن‌جا که طبق نقل ابوطالب مکی، امام مجتبی علیه السلام 250 یا 300 همسر داشته است!!

جعلى بودن روایات و اسناد تاریخی
وقایع تاریخی، از دو جهت قابل بررسی هستند. یکی از حیث سند و احراز توثیق راویان تاریخ؛ و دیگری از حیث متن و تطابق آن با عقل سلیم. ما در این نوشتار در صدد بررسی جدی سندی نیستیم. چرا که شناخت سند، نیازمند تحقیقی عمیق تر و تخصصی‌تر است. هدف ما سنجش یک واقعه‌ی تاریخی است با عقل سلیم. بنابراین به لطف خدا در ادامه، ادعای موهوم تعدد زوجات امام حسن علیه السلام را نقد خواهیم کرد.
1. طلاق نوعی سابقه‌ی سوء محسوب می‌شود. کسی که اهل طلاق باشد، شرایط اجتماعی به سهولت به او اجازه‌ی ازدواج مجدد نمی‌دهد. زیرا هر خانواده دخترشان را با امید به پایداری زندگی، به خانه‌ی بخت می‌فرستند. وقتی بدانند خواستگار دخترشان اهل زندگی نیست، هیچ گاه راضی به این وصلت نمی‌شوند.
2. شرایط سیاسی ـ اجتماعیِ آن زمان طوری نبود که امام فرصت اشتغال به کارهای غیر ضروری را داشته باشند. ایشان در زمان حضور پدر، بازوی راست امیر المومنین بودند و رتق و فتق بسیاری از امور به عهده ی ایشان بوده است. شرکت امام در جنگ‌هایی چون نهروان، جمل و صفین گواه روشنی است بر این که اشتغالات امام، مطلقا اجازه‌ی این تعداد ازدواج و طلاق را به ایشان نمی داده است. بعد از پدر نیز شیوه‌ی زمامداری امام حسن علیه السلام نشان می‌دهد که ایشان فرصت کثرت ازدواج را نداشته‌اند.
3. اگر واقعا امام حسن علیه السلام مطلاق بوده است، چرا در زمان حیات امام کسی بر او عیب نگرفته؟ صفت مطلاق پس از گذشت یک قرن به امام حسن علیه السلام نسبت داده می‌شود. به عنوان نمونه دشمن سرسخت امام حسن مجتبى علیه السلام معاویه بود؛ معاویه از نسبت دادن هیچ تهمت و افترایی نسبت به امام حسن علیه السلام ابا نداشت. اگر تَعَدُد زوجات امام حسن علیه السلام واقعیت داشت قطعا معاویه باید در این خصوص امام را مورد هجو و طعن قرار می‌داد. و حال آن که تاکنون در هیچ مکتوبى دیده نشده و از هیچ مورخى شنیده نشده است که معاویه چنین نسبتى را به امام علیه السلام داده باشد. مسأله‌ی تعدد زوجات و کثرت طلاق‌های امام را بیشتر در کتبى که در دوران بنى عباس تألیف یافته مى توان جستجو نمود.[2]
4. سخن از تعدد زوجات امام حسن علیه السلام بر زبان دشمنان سرسخت اهلبیت مثل منصور دوانیقی جاری می‌شود. که این خود نکته‌ای تأمل برانگیز است. مسعودی، سخنرانی منصور دوانیقی را در جمع خراسانی‌ها چنین نقل کرده است : «پس از وی[علی علیه السلام]، حسن‌بن علی به پا خاست. او مردی نبود که اگر اموالی بر او عرضه می‌شد، بستاند. معاویه با حیله او را ولی‌عهد خود کرد. و سپس او را خلع کرد. او به زنان رو آورد. روزی نبود که ازدواج نکند یا طلاق ندهد. تا آنکه در بستر از دنیا رفت».[3]عقیقی بخشایشی نیز می گوید: "بعید نیست که مسأله ازدواجهاى فراوان امام حسن علیه السلام از دسیسه‌هاى بنى امیه و محصول دسیسه‌هاى آنان بوده باشد. در واقع مى‌توان گفت که این موضوع نیز یکى از توطئه‌هاى دامنه دارى است که دودمان ننگین بنى امیه، بر ضد خاندان پیامبر صلى الله علیه وآله چیده بودند و با جعل و نشر اخبار دروغ مربوط به این قسمت، خواسته‌اند افکار عمومى مسلمانان را نسبت به فرزند رشید على علیه السلام بدبین و مشوش سازند و [ نعوذ بالله ] او را اهل بزم و عیش و نوش معرفى نمایند نه مرد رزم و جهاد».[4]
5. امام حسن علیه السلام سوم هجری به دنیا آمدند؛ فرض می کنیم در 17 سالگی ازدواج کرده باشند یعنی در تاریخ 20 هجرت. با توجه به نقل ابوطالب مکی، می‌بایست 300 طلاق از 20 هجری تا تاریخ 40 هجری ـ تاریخ شهادت امیر المومنین ـ صورت گرفته باشد. با لحاظ این نکته که گرفتن بیش از چهار زن دائم به طور همزمان، جایز نیست، آیا حتی در فرض فراغت بال، این عدد ازدواج و طلاق منطقی و عادی است؟
توضیح آن‌که طبق نقل ابوطالب مکی امام مجتبی 250 یا 300 زن گرفت که پدر را به ستوه آورد و علی علیه‌السّلام در یک سخنرانی اعلام داشت به حسن زن ندهید زیرا پرطلاق است. این بدان معنا است که امام در هر ماه، بیش از یک زن گرفته باشد و بسیاری از آن ازدواج ها به طلاق منجر شده باشد، زیرا نمی‌توان بیش از چهار زن دائم داشت.
6. برخی از کتب و افرادی که به تعداد زنان اشاره کرده اند عبارتند از:  اصول کافی 50 زن، شبلنجی 90 زن، ابوطالب مکی250 یا 300 زن. واضح است که اختلاف در عدد زوجات خود نشان از اضطراب دارد؛ آن هم با این همه اختلافات فاحش و آمارهای ضد و نقیض. تا آن جا که ابوطالب مکی در یک کتاب دو عدد را ذکر کرده که بین آن ها 50 شماره فاصله است.
7. طلاق زن بدون عذر موجه جایز نیست و فقط در موارد استثنائى که اختلاف، بسیار عمیق است آن هم با شرایط مخصوص اجازه‌ی طلاق داده شده است. کتاب‌هایی که به تعدد زوجات اشاره کرده‌اند جا داشت به آسیب‌شناسی این تعدد موهوم نیز می‌پرداختند و انگیزه‌های امام را نیز ذکر می‌کردند تا مخاطب، کلامشان را مضحک و غیر قابل باور تلقی نکند.
8. زهد و پارسایی امام با این تعداد زن سازگار نیست. وقتى زهد و تقوى و پارسائى در آدمی شدت یابد خود به خود نیروى شهوانى و جنسى کاهش یافته و ممکن است به کلى از بین برود. بنابراین چنین احوال ملکوتی‌ای با این تعدد زوجات قابل جمع نیست. پیشواى دوم تحت تربیت و پرورش پدر و مادر عالی قدرى قرار داشت. او یک مرد الهى بود که از تمام امکانات خود، نه براى بهره بردارى بیشتر از لذات زندگى، بلکه در راه خدا و خشنودى پروردگار، و رسیدگى به وضع بیچارگان استفاده مى‌کرد؛ او اوقات خود را صرف عبادت و اطاعت خدا مى‌نمود و 25 بار با پاى پیاده به زیارت بیت الله الحرام رهسپار شد؛ در عصر او هیچ‌کس از لحاظ کثرت عبادت و نیایش و توجه به خدا، به پای او نمى رسید؛ هرگاه نام خدا را مى بردند او به یاد روز رستاخیز و عوالم پس از مرگ مى‌افتاد و دگرگونى خاصى به او دست مى‌داد؛ چون به قصد راز و نیاز با خدا، به در مسجد مى رسید، با سوز و گداز خاصى زبان به مناجات و اعتذار به پیشگاه خدا باز می‌گشود. قابل قبول نیست که شخصى با این فضایل، به طور غیر متعارف به افراط در امر ازدواج بپردازد.
9. جعده دختر اشعث بن قیس یکی از همسران امام حسن علیه السلام است. قطب الدین راوندى از حضرت صادق علیه السلام روایت مى کند که امام حسن علیه السلام می فرمود: همسرم جعده مرا مانند جدم رسول خدا مسموم خواهد کرد. گفتند او را از خانه‌ى بیرون کن و از خود دور گردان؛ امام فرمود: "چگونه بیرون کنم که هنوز کارى انجام نگرفته است و اگر او را بیرون کنم قتل من جز به دست او نیست". اگر امام حسن علیه السلام کثیر الطلاق بود، چرا جعده ی خبیثه را طلاق نداد؟ با آن که شواهد نشان می‌دهد جعده از اول با امام بد رفتاری می‌کرده است. وقتی امام علیه السلام با چنین زن خبیثی با مهربانی و عطوفت برخورد می کند، چگونه ممکن است زنان دیگرش را به سهولت و بدون هیچ عذری طلاق داده باشد؟
10. کرامت نفس و بزرگوارى امام حسن علیه السلام هرگز اجازه نمى‌داد زنى را که با او زندگى کرده بى‌جهت رها کند و بى‌سرپرست گذارد. او خود متکفل تأمین هزینه‌ی زندگى درماندگان و یتیمان بى‌سرپرست بود. در این صورت چگونه خودش کس دیگرى را بی‌سرپرست رها سازد؟
11. گفته شد که انتساب وصف مطلاق بعد از یک قرن صورت گرفته است. زیرا سادات حسنى [عبد الله بن حسن مثنى و پسران او ابراهیم و محمد] بر علیه منصور دوانیقی خروج کرده بودند و موقعیت منصور متزلزل شده بود. منصور هم براى این که سادات حسنى را در نظر مردم منفور جلوه دهد، با سیاست تزویر به جعل چنین اباطیل و اکاذیبى دست مى‌زد و امام حسن مجتبى علیه السلام را که نیاى آنان بود مورد تهمت و افتراء قرار مى‌داده است تا اصل و ریشه را از بیخ و بن درآورده باشد. مسعودى مورخ مشهور می‌نویسد: هنگامى که منصور عبد الله بن حسن را دستگیر کرد خطبه اى خواند و حضرت امیر و اولادش را مورد لعن و نفرین قرار داد و در مورد امام حسن علیه السلام گفت: "أقبل على النساء یتزوج الیوم واحدة، و یطلق اخرى، فلم یزل لذلک حتى مات فراشه".[5] یعنی به زنان رو آورد و هر روز یکى را تزویج مى کرد و دیگرى را طلاق مى داد و همیشه بر این کار ادامه مى داد تا در گذشت. بنابراین زیر سوال بردن امام حسن علیه السلام توسط منصور با این هدف بود که نوادگان امام را در انظار مردم مبغوض جلوه کند تا به عقیده‌ی خودش فتنه را از نطفه خفه کند.
12. طبق عقیده‌ی شیعه، ائمه‌ی اطهار علیهم السلام، همگی معصومند و حتی مرتکب ترک اولی و مکروه هم نمی‌شوند. ادله‌ی عصمت امامان در کتب کلامی به تفصیل مذکور است. حال معقول است امامی که متصف به وصف عصمت است به طلاق که مبغوض خدا است دست بزند آن هم با این گستردگی؟! طلاق در ادبیات دینی ما به ابغض الحلال شهرت دارد. «إِنَّ اللَّهَ یُبْغِضُ الْمِطْلَاقَ الذَّوَّاقَ».[6] خداوند کثیر الطلاق را منفور می داند. «تَزَوَّجُوا وَ لَا تُطَلِّقُوا فَإِنَّ الطَّلَاقَ یَهْتَزُّ مِنْهُ الْعَرْشُ»[7] یعنی ازدواج کنید اما طلاق ندهید؛ چون عرش الهی از طلاق می لرزد. چگونه ممکن است امام معصوم بارها و بارها این عمل مبغوض را مرتکب شده باشد؟ با توجه به این که کلام همه ی حضرات معصومین واحد است و از یک سرچشمه ساطع می شود، آیا منطقی است که امام معصوم، عملی خلاف گفتار خود مرتکب شود؟!
13. چرا نامی از تعداد نجومی همسران و فرزندان امام علیه السلام، در منابع حدیثی و کتب روایی نیامده است؟ شیخ عباس قمى تعداد فرزندان امام حسن علیه السلام را در کتاب منتهى الأمال[8] این گونه می نویسد:
واقدى و کلبى می گویند: 15 پسر و 8 دختر.
ابن جوزى می گوید: شانزده پسر و چهار دختر.
ابن شهر آشوب می گوید: پانزده پسر و شش دختر.
شیخ مفید می گوید: هشت پسر و هفت دختر.
شیخ عباس قمی قول شیخ مفید را مقدم دانسته و آن را بر بقیه ی اقوال ترجیح داده است. شیخ مفید در ارشاد نام فرزندان امام را نیز ذکر می کند:
1 و 2 و 3) زید بن الحسن و دو خواهر؛ مادر این سه تن ام بشیر دختر ابى مسعود عقبه ی خزرجى است.
4) حسن بن حسین که او را حسن مثنى گویند؛ مادر او خوله دختر "منظور فزاریه" مى باشد.
5 و 6 و 7) عمر بن الحسن ودو برادر اعیانى او : قاسم ( همان که فردى که در کربلا به فیض شهادت نائل آمدند ) وعبد الله. که مادر ایشان ام ولد بوده است.
8 ) عبد الرحمن مادر او نیز ام ولدى مى باشد.
9 و 10 و 11) حسین اثرم، طلحه(طلحة الخیر) و فاطمه؛ مادر این سه ام اسحاق دختر طلحة بن عبیدالله تمیمى است.
12) ام عبد الله
13) فاطمه
14) ام سلمه
15) رقیه.
با این اوصاف، حداکثر نام ده تن از زنان امام حسن علیه السلام در تاریخ ذکر شده است و نه بیشتر. اگر وجود 300 و یا حتی 50 زن مطلقه برای امام حسن علیه السلام واقعی بود، جا داشت حداقل نام نیمی از زنان و فرزندان این زنان در تاریخ ذکر می شد.

نتیجه
شواهد متعددی در دست است که ادعای مطلاق بودن امام حسن مجتبی علیه السلام، از سوی دشمنان امام، با هدف ترور شخصیتی ایشان، آن هم پس از گذشت یک قرن از شهادت آن امام همام، صورت گرفته است. با توجه به این که نوادگان امام مجتبی در عرصه‌ی سیاست حضور فعال داشتند، این احتمال قوی می‌شود که "مطلاق" یک دروغ سیاسی بود با هدف خاموشی جنبشی نوظهور؛ و همین سبب شد این اکاذیب به مرور وارد کتب حدیثی و تاریخی ما شود. والله اعلم


.[1] جَعْفَرِ بْنِ بَشِیرٍ عَنْ یَحْیَى بْنِ أَبِی الْعَلَاءِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: «إِنَّ الْحَسَنَ بْنَ عَلِیٍّ ع طَلَّقَ خَمْسِینَ امْرَأَةً فَقَامَ عَلِیٌّ ع بِالْکُوفَةِ فَقَالَ یَا مَعَاشِرَ أَهْلِ الْکُوفَةِ لَا تُنْکِحُوا الْحَسَنَ فَإِنَّهُ رَجُلٌ مِطْلَاقٌ فَقَامَ إِلَیْهِ رَجُلٌ فَقَالَ بَلَى وَ اللَّهِ لَنُنْکِحَنَّهُ فَإِنَّهُ ابْنُ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ ابْنُ فَاطِمَةَ ع فَإِنْ أَعْجَبَتْهُ أَمْسَکَ وَ إِنْ کَرِهَ طَلَّقَ».  الکافی ج : 6 ص : 57

.[2] عقیقی بخشایشی، چهارده نور پاک، ج4، صفحه 531

.[3] مروج الذهب ج 1 ، ص 190

.[4] چهارده نور پاک، دکتر عقیقى بخشایشی، ج 4، ص 524

[5]. مروج الذهب ج 1 ، ص 190

.[6] الکافی ج : 6 ص : 55

.[7] وسائل‏الشیعة ج : 22 ص : 9

.[8] منتهى الأمال شیخ عباس قمى ج 1 ، ص
  • سیدمحمدمهدی صدری‌شال

نظرات  (۲)

پس چرا شیخ کلینی توی کتاب اصول کافی 50 زن رو برای امام حسن ذکر کرده؟!! مگه شما این کتاب رو معتبر نمیدونید؟ تا جائی که من میدونم کتاب اصول کافی معتبرترین کتاب شیعیان هست.
پاسخ:
تنها متنی که واو به واوش معتبر هست، قرآنه. بنابراین احادیث اصول کافی هم باید تک به تک بررسی سندی بشه با اینکه این کتاب، معتبرین کتاب حدیثیِ شیعه است.
خب وقتی امام حسن ده تا زن فرزند دار داشته یعنی حداقل شش زن رو طلاق دادن. همین بخش زیادی از استدلال های شما رو زیر سوال می بره. بگذریم از صیغه های موقتی که معمولا از اونها بچه دار نمی شدن
پاسخ:
عموی بنده 11 فرزند دارن با یک همسر!
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی