سیدمحمدمهدی صدری‌

وب‌سایت شخصی

سیدمحمدمهدی صدری‌

وب‌سایت شخصی

سیدمحمدمهدی صدری‌

» هـویــــت: سیدمحمدمهدی صدری‌شال
» ولـــــــادت: 12/مرداد/1362
» شــهــادت: پا رکابِ آقا انشاء الله
» شریـعــت: اسلام / شیعه‌ی اثناعشری

» مـلـــیـــت: ایران
» سـکـونـت: تهران
» تحصیلـات: اشتغال به تحصیل سطحِ سه
» سِـمَــــت: محصّل/مُدرس/محقق/مُبلّغ/مشاور

» دور گفــت: 09192959470
» پــُـســـت: SadriSmm [جیمیل]

محبوب ترین مطالب
آخرین نظرات

آموزشِ سُنّتی و مُدرن

دوشنبه, ۷ دی ۱۳۹۴، ۰۵:۴۸ ب.ظ

پَری‌روز خونه‌ی ما رسماً شد دانشگاه!
قراره از این به بعد همسایه‌ها ساعتِ سه تا چهارِ عصرِ شنبه‌هاشونو خالی کنن برای آشنائی با معارفِ قرآن. علاوه بر مجتمعِ 120 واحدیِ خودمون، از مجتمع‌های دیگه هم حضور دارن توی کلاس. درست مثِ مکتب‌خونه‌ی قدیمیِ مادربزرگِ خدا بیامرزم که سال‌ها قبل پائینِ پایِ شهدای گلزارِ علی بن جعفر قم آرمید.

به گَمانم منبر[سطحِ ابتدائی]، مکتب‌خانه[سطحِ متوسطه] و حوزه‌ی علمیه[سطحِ عالی] سه مرکزِ انحصاریِ آموزشیِ ایران بودند تا دویست سال قبل. منبر که پیشینه‌اش به صدر اسلام باز می‌گردد، تنها شبکه‌ی رسانه‌ایِ قابل استفاده برای عُمومِ مردم بود که با هدفِ ارتقاء معرفت و تعلیم و تربیتِ همگانی تأسیس شد. مکتب‌خانه‌ها که در زمانِ قاجاریه رواج داشت، بنا شدند برایِ کسانی که علاوه بر معرفتِ عوامانه، طالبِ یادگیریِ سواد و معرفتِ بیشتری هستند. حوزه‌های علمیه اما کمی تخصصی‌تر توسط امام باقر علیه السلام با هدفِ تربیتِ طبیب، معمار، فیلسوف، فقیه، مُنجّم، قاضی، مُدیر، زیست‌شناس، روان‌شناس، جامعه‌شناس و... بنیان‌گذاری شدند.

"علومِ وحیانی" آن‌زمان نخِ تسبیحِ تمامِ محتواهایِ ارائه شده‌ی این سه مرکز بود. بِمَثَل پزشک، به گنجینه‌ی احادیثِ طبیِ حضراتِ معصومین اشراف داشت. یا جایگاهِ "خدا" در چرخه‌ی تولید بارانِ دانشِ جغرافیا برجسته می‌شد و غایتِ اصلیِ زمین‌شناسی، فضاشناسی و جانورشناسی، آشنائی با آیاتِ آفاقیِ الهی و به تَبَع آن، تعمیقِ باور به خدا بود و نه صرفا ارضاء حسِ کنجکاوی یا تلمبار کردنِ اطلاعاتِ عمومی. روان‌شناسانِ دست‌پرورده‌ی این نظامِ آموزشی، روانِ انسان را با نسخه‌ی پیشنهادیِ دین آرام می‌کردند و جامعه‌شناسِ اسلامی، کسی بود که آموزه‌های متعالیِ دین را برای اصلاحِ روابطِ اجتماعی تجویز می‌کرد. حضورِ شاخصه‌های دینی حتی در معماری، نظامِ شهرسازی و خانه‌سازی به چشم می‌خورْد. فقیهِ متقی، قاضیِ عادل، حاکمِ عدالت‌گستر، بازاریِ منصف و عوامِ متدین همه و همه دانش‌آموخته‌ی منبر، مکتب و یا حوزه بودند.

مطامعِ مادی، مدرک‌گرائی، جایگاه اجتماعی و آینده‌ی شغلی در سیستمِ آموزشیِ سنتی هدف نبود و بجای همه‌ی این‌ها خودِ علم و یادگیریِ آن ارزشمند محسوب می‌شد. به همین‌خاطر فقط گلچینی از مردم که علم‌دوست بودند به مدارجِ بالایِ علمی دست پیدا می‌کردند؛ بقیه‌ی مردم نیز یا به مکتب و حوزه وارد نمی‌شدند و یا پس از ورود در می‌یافتند که استعدادِ کسبِ دانشِ تخصصی ندارند؛ لذا به همان کسبِ معرفتِ گاه و بیگاه پایِ منبر اکتفاء می‌کردند و قبل از تباهیِ سرمایه‌ی عمر در همان ایامِ جوانی دستشان را به حرفه و پیشه‌ای بند می‌کردند تا خرجِ معاششان تأمین شود.

حُسنِ باز و ولنگار نبودنِ بابِ علم‌آموزی به روی همگان این بود که مثلِ نظامِ آموزشیِ مدرن، با انبوهی از دانش‌آموخته‌گانِ کم‌تخصصِ دارای توقعِ استخدام مواجه نمی‌شد. چون اولا هدفِ سیستم، تأمینِ شغل نبود و ثانیا خودِ طالبِ علم اختیاراً بر خلافِ عوامِ جامعه فعالیت اقتصادی را رها کرده بود و برای یادگیریِ دانش، سطوحِ عالیه‌ی تحصیلی را بر می‌گزید.

اوضاع به همین منوال بود تا این‌که دارالفنونِ امیرکبیر[164 سال پیش] و دانشگاهِ زمان رضاخان[81 سال پیش] و صدا و سیما [57 سال پیش] با چارچوبی کاملا غربی وارد ایران شد. مکتب‌خانه‌ها با تأسیس دارالفنون و مدارس، افول کرد؛ انحصارِ مرجعیتِ علمیِ حوزه با تأسیسِ دانشگاه از بین رفت و بسیاری از رشته‌های متداولِ حوزه، تعطیل و در قالبی به‌روزتر در دانشگاه عرضه شد؛ و در نهایت، تلویزیون بجای منبر، رسانه‌ی ملیِ مردم شد.

گرچه در محاسن و معایبِ سه ضلعِ علم‌آموزیِ مدرن یعنی رسانه‌ی ملی، مدرسه و دانشگاه، گفتارها و نوشتارهای زیادی منتشر شده است اما بنظر می‌رسد با جمعِ بینِ محاسنِ نظامِ آموزشیِ سنتی و مدرن و حذفِ معایب هر یک، می‌توان به الگوئی بی‌نقص‌تر و رشدیافته‌تر دست یافت.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پ.ن: خیلی بیش‌تر از اینا حرف داشتم در این خصوص. دیگه نوشتنم نیومد بیشتر. ؛) :) به تصاویرِ زیر نگاه کنید:


1. ما که مدادمون گُم می‌شد، دیگه درس نمی‌خوندیم :) اینا درس می‌خونن بدون امکانات!

مکتب خانه


2. قیافه‌هاشون چقد شبیهِ بچه درس‌خوناس! ؛-)

مکتبخانه


3. بازگشائیِ مدارس؛ دبیرستان پشتون جی مارکار یزد

مکتبخانه


4. انصافا درد داره :-( اون دو تا رو بینید چطور پاهای همکلاسی‌شونو گرفتن زیر چوب فلک

مکتبخانهمکتبخانه


6. چه ژستی‌ام گرفتن :-!

مکتبخانه


6. دانشگاه تهران

دانشگاه تهران


7. نمای سمت ورودی ساختمان دارالفنون پس از بازسازی

دارالفنون

نظرات  (۶)

  • امیر محمد
  • خدا قوت
    چه همسایه خوبی هستید شما برای هماسایه ها تون
    از عکسا خوشم نیومد. خیییلی فضای زندگی شون وحشتناک بود. تاریک و بدون امکانات و سیاه و سفید لباسای کثیف و... چه خوب شد که ما این زمان زندگی میکنیم
    پاسخ:
    ممنون
    شاید این‌طوری یه ذره از حقِ همسایگی‌رو که انقد توی اسلام سفارش شده بتونم ادا کنم
    در مورد عکسا...
    دعا کنیم به جانِ نظام اسلامی که یکی از دست‌آوردهاش گسترشِ رفاهِ نسبی بود بینِ مردم
    ولی یه چیزم هستا امیر محمد! سادگی و صفای اون‌زمونا الآن نیس...

  • محمدرضا سلمانیان نژاد
  • چه عکس هایی خوبی گذاشتید.
    با اجازه وبلاگتان را دنبال می کنم
    پاسخ:
    ممنون
    شما نیـــــز دنبال شدید
  • محمدرضا گلزاری
  • سلام من وبلاگ شما رو دنبال می کنم ممنون می شم شما هم منو دنبال کنید
    پاسخ:
    سلام
    به روی چشم بزرگوار :)
  • امیر محمد
  • حاج آقا ما هم میخوایم برای همسایه هامون یه کلاسی بزاریم. حاج آقا هم میاریم. راستی کلاس شما به قوت خودش باقی هست هنوز؟
    ارادتمندیم
    پاسخ:
    بله برقرار هست هنوز

    کلاسمون به وایت برد نیاز داشت و مثلا اومدیم با سفره‌ی بی‌رنگ و مقوای سفید یه وایت‌برد ابتکاری کم‌خرج بسازیم... . اما همین‌قدر براتون بگم که بعدِ دو ساعت تلاش، به این نتیجه رسیدیم که بریم از بیرون بخریم خیلی بهتره :)
    دار الفنون، اسمش که عربی هست و اسلامی!
    پاسخ:
    اما رسمش غربی بود و غیر اسلامی...
    سلام.خوش به حا خودتون و همسایه هاتون. کاش ما هم بلد بودیم یا همسایه متدبر داشتیم
    پاسخ:
    همه مون میتونیم بلد باشیم بزرگوار :)
    همسایه ها رو هم باید متدبر کرد. خوبخود که متدبر نمی شن

    ممنون از حضورتون
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی